من او را فرستادم يا زمانى كه حكم كرد ؟ جواب داد : زمانى كه حكم كرد . حضرت فرمود : پس اعتراف مىكنى كه وقتى او را فرستادم مسلمان بود ، ولى بنابر گفتهء خودت ، وقتى حكم كرد كافر شد . حال چه مىگويى اگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يكى از مسلمانان را براى دعوت كفار به پرستش خداوند بفرستد ، ولى او بر خلاف دستور ، آنان را به غير خدا دعوت كند ؟ آيا در اينباره بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ايرادى وارد است ؟ ابن كواء گفت : خير . حضرت فرمود : واى بر تو ، پس اگر ابو موسى گمراه شده است ، گناه و تقصير من چيست ؟ آيا به اين علت كه ابو موسى گمراه شده ، جايز است شما شمشير به دست گيريد و به جان مردم بيفتيد ؟ !
سخن كه به اينجا رسيد و ابن كواء پاسخى براى آن حضرت نداشت ، بزرگان خوارج به ابن كواء گفتند : بازگرد و گفتوگو با اين مرد را رها كن .
ابن قتيبه مىگويد : وى بازگشت و آن جماعت همچنان بر طغيان و گمراهى خود اصرار ورزيدند . « 1 »
در پى همين سخنان و نيز احتجاجاتى كه ابن عباس با آنان داشت ، نزديك به هشت هزار تن از لشكر خوارج جدا شدند ، « 2 » و آنگاه كه جنگ آغاز مىشد ، « فروة بن نوفل اشجعى » با پانصد نفر از يارانش كنارهگيرى كرد و به « بندينجين » رفت تا ببيند حق با كيست ، « 3 » و گروهى ديگر نيز از صفوف لشكر خوارج خارج شدند و خود را به كوفه رساندند . هزار نفر ديگر نيز زير پرچم امان پناه آوردند . « 4 » به اين ترتيب ، شمار خوارج به كمتر از چهار هزار تن رسيد ، و از اين روى ، گفتهاند شمار آنان 2800 نفر بوده است . « 5 »
هامش
( 1 ) . احمد بن داوود دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 208 - 209 .
( 2 ) . عبد الرحمن بن على بن جوزى ، المنتظم ، ج 5 ، ص 134 ؛ محمد بن جرير طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 64 .
( 3 ) . احمد بن داوود دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 210 ؛ محمد بن جرير طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 64 ؛ عبد الرحمن بن على ابن جوزى ، المنتظم ، ج 5 ، ص 134 .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . همان .