بنابراين چگونه سخن مخالفان كاملا منطقى بود ، درحالىكه خودشان على عليه السّلام را به قتل تهديد ، و به پذيرش حكميت مجبور كردند ؟ آنان حتى امام را مجبور ساختند كه دشمن خود ، ابو موسى اشعرى را حكم خويش معرفى كند .
اشعث نيز به امام گفت كه ديگر حتى يك يمنى نيز تير نخواهد انداخت . « 1 » از طرفى برخى فرماندهان سپاه على عليه السّلام ، از جمله خالد بن معمر سدوسى ، به خاطر وعدههاى مخفيانهء معاويه ، دست از جنگ كشيدند . « 2 »
بر اين اساس ، اوضاع سپاه على عليه السّلام چنان ناآرام شده بود كه اگر ايشان به جنگ ادامه مىداد ، احتمال قتل او بدون هيچ نتيجهاى ، بسيار زياد بود ، و در آن صورت ، امام على عليه السّلام را چهرهاى مخالف قرآن ، و معاويه را چهرهاى مدافع قرآن معرفى مىكردند . در اين موقعيت ، تنها اميد على عليه السّلام ، اجراى حكم الاهى و دستورهاى قرآن توسط دو حكم بود ، و حضرت يقين داشت كه اگر بنابر قرآن حكم مىكردند ، به حقانيت او و ابطال مدعاى معاويه رأى مىدادند .
تعبيرهاى ديگر نويسنده نيز از تبليغات مسموم بر ضد آن حضرت نشان دارد ؛ مثلا دربارهء اعتراض امام به حكم حكمين ، بدون اشاره به مفاد صلحنامه ، مىگويد : « . . . على آشكارا به هر دو حكم اعتراض كرد و مدعى بود حكم آنان بر خلاف قرآن و سنت است ، و بنابراين اجبارى به تسليم در برابر آن ندارد » . « 3 »
بهتر بود مؤلف ابتدا به شرطهاى مندرج در صلحنامه اشاره مىكرد ، مبنى بر اينكه اگر حكمين بر اساس قرآن و سنت حكم نكردند حكم آنان ارزش و اعتبارى نخواهد داشت و جنگ بر حالت سابق خود باقى خواهد بود . « 4 » در اين
هامش
( 1 ) . احمد بن اعثم كوفى ، الفتوح ، ج 3 ، ص 307 .
( 2 ) . احمد بن داوود دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 188 ؛ احمد بن اعثم كوفى ، الفتوح ، ج 2 ، ص 51 ؛ نصر بن مزاحم منقرى ، وقعة صفين ، ص 485 ؛ ابن قتيبه دينورى ، الامامة و السياسة ، ص 116 .
( 3 ) .Vaglieri , L . Veccia , Ali B . ABITALIB ; The Encyclopedia of Islam ; p . 384 .( 4 ) . نصر بن مزاحم منقرى ، وقعة صفين ، ص 505 ؛ احمد بن داوود دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 195 .