يا سه نفر انتخاب شده بود ، و عمر تنها با وصايت ابو بكر ، و عثمان با رأى شوراى شش نفره ؟ و بااينحال ، چگونه معاويه حاكميت بر شام را براى خود قانونى مىدانست ؟
نويسنده درخواست خوارج را براى از سرگيرى جنگ با معاويه پس از قبول حكميت ، كاملا منطقى شمرده است ؛ درخواستى كه بر آيهء نهم سورهء حجرات « 1 » مبتنى و مستند خود على عليه السّلام در جنگ با اصحاب جمل و معاويه بوده است ؛ زيرا واقعهء جديدى روى نداده بود تا موضوع تغيير يابد . « 2 »
اما به سختى مىتوان پذيرفت نويسنده از حوادث مختلفى كه اوضاع سياسى را براى امام كاملا تغيير داده بود ، اطلاع نداشته است . « 3 »
على عليه السّلام در ابتداى جنگ صفين افزون بر پيامها و پيكهاى پرشمارى كه به شام فرستاد ، معاويه را به حكميت قرآن فراخواند ، ولى وى به اين پيشنهاد وقعى ننهاد و تنها زمانى كه شكست او قطعى شده بود ، حكميت قرآن را مطرح كرد ، و على عليه السّلام نيز بر اثر فشار سپاه خود به ناچار آن را پذيرفت . سفيان بن ثور ( نقيق ) مىگفت : ما ابتدا اهل شام را به قرآن دعوت كرديم و چون نپذيرفتند جنگ با آنان حلال شد ، و اكنون آنان ما را به قرآن دعوت مىكنند و اگر ما رد كنيم ، جنگ آنان با ما حلال خواهد شد . حتى اصحاب و قاريان قرآن دور ايشان را گرفتند و گفتند :
اگر مالك اشتر دست از جنگ نكشد ، تو را نيز همانند عثمان خواهيم كشت . « 4 »
هامش
( 1 ) .وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ؛ « و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ، ميان آن دو اصلاح دهيد و اگر ( باز ) يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد ، با آن ( طايفه ) كه تعدى مىكند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد . پس اگر بازگشت ، ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست مىدارد » ( حجرات ، 9 ) .
( 2 ) .Vaglieri , L . Veccia , Ali B . ABITALIB ; The Encyclopedia of Islam ; p . 384 .( 3 ) .Ibid .( 4 ) . نصر بن مزاحم منقرى ، وقعة صفين ، ص 490 - 491 ؛ احمد بن اعثم كوفى ، الفتوح ، ج 3 ، ص 312 .