در نقد اين سخن بايد گفت اولا ، مذاكره و توافقى در منابع كه على عليه السّلام بر اساس آن موظف به عدم تعرض به فراريان باشد ، به چشم نمىخورد .
ثانيا ، اينكه هر دو حزب خواهان پايان دادن مسالمتآميز به جنگ بودند ، دربارهء حزب على عليه السّلام درست است ، اما دربارهء حزب بصره خير . مؤلف دليلى ارائه نمىدهد كه نشان دهد سپاه بصره قدمى در اين راه برداشته باشد . بلكه به عكس ، اين سپاه جمل بود كه براى تحريك عواطف مردم ، همسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را همراه خود آورد و دربارهء همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، خلاف نص صريح قرآن عمل كرد . « 1 » آنان براى عايشه ، كه در منطقهء حوأب تصميم گرفته بود بازگردد پنجاه نفر را حاضر كردند و به دروغ شهادت دادند كه آنجا حوأب نيست . « 2 » آنان در به دو ورود به بصره ، به درخواست نمايندگان عثمان بن حنيف مبنى بر خاموش كردن فتنه و پرهيز از ريختن خون مسلمين توجهى نكردند . « 3 » سپاهيان جمل توافق خود را با عثمان بن حنيف زير پا گذاشتند و شبانه به دار الاماره و بيت المال يورش بردند و هفتاد نفر را گردن زدند و حاكم آن را دستگير كرده ، موهاى سر و صورت او را به گونهاى بسيار فجيع كندند . عايشه حتى دستور داد او را بكشند و تنها از ترس برادرش سهل بن حنيف ، كه حاكم مدينه بود ، از اين تصميم صرفنظر كرد و او را به زندان انداخت ، و پس از مدتى ، از بصره اخراج كرد . « 4 »
امير مؤمنان عليه السّلام ، زيد بن صوحان و ابن عباس را نزد آنان فرستاد و طلحه و زبير را دربارهء قتل عامهايى كه در بصره مرتكب شده بودند ملامت كرد و از ادامهء
هامش
( 1 ) . « و قرن فى بيوتكنّ ؛ در خانههايتان بنشينيد و آرام گيريد » ( احزاب ، 33 ) .
( 2 ) . احمد بن يحيى بلاذرى ، انساب الأشراف ، ج 3 ، ص 24 .
( 3 ) . محمد بن محمد ( شيخ مفيد ) ، الجمل ، ص 273 - 274 ؛ محمد بن جرير طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 480 .
( 4 ) . احمد بن يحيى بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 26 ؛ محمد بن جرير طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 484 - 486 ؛ احمد بن واضح ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 181 ؛ ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغة ، ج 9 ، ص 319 - 321 .