نفره بودند ، بيشتر در معرض اتهام و بلكه شريك جرم بودند . بنابراين بايد نتيجه اين مىشد كه اهل حل و عقد اختيار امت را رها مىكردند و جامعه دچار هرج و مرج مىگشت . افزون بر اين ، اگر قرار باشد صرفا به اين دليل كه كسى مورد اتهام قرار گيرد از بار مسئوليت شانه خالى كند ، هيچ كس نبايد مسئوليتى را بپذيرد ؛ زيرا دشمنان براى كنار گذاشتن رقيب خود به هر بهانهاى دست خواهند يازيد .
تمام اين بحثها بر فرض به ناحق كشته شدن عثمان مبتنى است كه خود فرضيهاى درخور تأمل است ؛ زيرا در اين ماجرا بسيارى از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به نوعى شركت داشتهاند .
از جمله موضوعاتى كه در اين مقاله بسيار جلب نظر مىكند و نويسنده با عبارات مختلف و زيركانهاى كوشيده است آن را به خواننده القا كند ، خشونتطلبى على عليه السّلام در برابر مخالفان و تندروى توأم با بىمنطقى است ، و از سويى كوچك جلوه دادن اعمال مجرمانهء مخالفان و بر حق دانستن مطالبات آنان ؛ چنانكه دربارهء جنگ جمل مىگويد :
هدف دو حزب ، پايان دادن مسالمتآميز جنگ بود ؛ ولى على مرعوب اطرافيان افراطى خود بود . از اينروى ، هرچند با اصحاب جمل به توافق رسيده بود ، آنان وى را به جنگ واداشتند . « 1 »
هامش
صفين و جمل يارى نكردى ؟ سعد گفت : چون عثمان كشته شد ، و ما نمىدانستيم كه خون او حلال بود يا حرام . . . . على عليه السّلام فرمود : آيا مىدانيد خداوند شما را به امر به معروف و نهى از منكر فرمان داده و فرموده است : و ان طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فأصلحوا بينهما فان بغت احداهما على الاخرى فقاتلوا التى تبغى حتى تفىء الى أمر اللّه . سعد گفت : اى على ، شمشيرى به من ده كه كافر را از مؤمن بشناسد . من مىترسم كه مؤمنى را بكشم و وارد جهنم شوم . على عليه السّلام فرمود : آيا شما نمىدانستيد كه عثمان امامى بود كه شما بر اساس اطاعت محض با او بيعت كرديد ؟ پس اگر او نيكوكار بود چرا او را خوار كرديد و يارىاش نكرديد ؟ و اگر زشتكار بود چرا با او نجنگيديد ؟ ! بنابراين اگر عثمان در آن اعمال خود به راه صواب رفته بود پس شما به امام خود ستم كرديد ، و اگر گنهكار بود پس به كسانى كه امر به معروف كردند ستم كردهايد . . . » . ( نصر بن مزاحم منقرى ، وقعة صفين ، ص 551 - 552 ) .
( 1 ) .Vaglieri , L . Veccia , Ali B . ABITALIB ; The Encyclopedia of Islam ; p . 383 .