ازدواج امام جواد عليه السّلام با ام الفضل « 1 »
مأمون با اصرار ، دختر خود ، ام الفضل را به عقد امام درآورد . يكى از هدفهاى وى اين بود كه اتهام قتل حضرت رضا عليه السّلام را تا حدودى از خود دور سازد و شيعيان و علويان را آرام كرده ، پايههاى حكومت خويش را استحكام بخشد . از اينروى ، به گفتهء يعقوبى هنگامى كه مأمون در سال 204 وارد بغداد شد [ با ظاهرسازى خاص خود اينگونه ] گفت كه دوست مىدارم از اجداد مردى باشم كه از نسل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و على بن ابى طالب عليه السّلام است . « 2 » از اينروى ، عزم جزم كرد تا دختر خود را به ازدواج امام جواد عليه السّلام درآورد . چون اين خبر به عباسيان رسيد ، ناراحت شدند و ترسيدند كه امر خلافت از خاندان عباسى بيرون رود . از اينروى ، در بغداد نزد او جمع شدند و او را قسم دادند كه از اين كار صرفنظر كند و گفتند : ما از ولايت عهدى [ حضرت ] رضا [ عليه السّلام ] نگران بوديم تا اينكه خدا او را از ما كفايت كرد . مبادا ما را به ناراحتى و نگرانى گذشته بازگردانى !
مأمون در ظاهر از پذيرش درخواست آنان طفره رفت ، و چون آنان خواستند مأمون مهلت دهد تا امام بزرگ شود و علم و ادب بياموزد ، مأمون از ايشان خواست او را بيازمايند . عباسيان نيز يحيى بن اكثم ، دانشمند بزرگ آن زمان را براى آزمودن حضرت فرستادند ، اما هنگامى كه او در برابر حضرت درمانده شد ، مأمون رو به عباسيان كرد و گفت : آيا شناختيد آنچه را انكار مىكرديد ؟
سپس به حضرت گفت خود خطبهء عقد را جارى كند و حضرت در حضور مأمون خطبه عقد را جارى ساخت و مهر او را برابر مهر جدهاش فاطمه عليها السّلام ( پانصد درهم ) قرار داد . مأمون به هريك از حاضران جوايزى داد و سپس از حضرت خواست به تفصيل به پاسخ هريك از شقوق مسئله بپردازد و هنگامى كه
هامش
( 1 ) . دومين محور در مقالهء مادلونگ .
( 2 ) . ابن واضح يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 319 . يعقوبى بيش از اين نگفته است .