از القاب حضرت منتجب و مرتضى ، « 1 » مختار ، متوكل ، زكى ، قانع ، ابن الرضا ، ( و مشهورتر از همه ) تقى و جواد يا جواد الائمه است . « 2 » ذهبى نيز گويد :
او يكى از افرادى است كه به جود و سخاوت شناخته مىشد و از اينروى ، به « جواد » ملقب گرديد . « 3 » « ابو جعفر » يا ابو جعفر الثانى و « ابو على » نيز از كنيههاى حضرت به شمار مىرود . « 4 »
دربارهء حضرت جواد عليه السّلام گفتهاند آن حضرت سفيدروى و معتدل بود . « 5 » گرچه در برخى نقلها آمده است كه حضرت به شدت گندمگون بوده است ؛ « 6 » تا جايى كه عدهاى از شكاكان دربارهء نسبت حضرت به خاندان ولايت و امامت ترديد روا داشتهاند ، و هنگامى كه ايشان را بر قيافهشناسان عرضه كردند ، همه به سجده افتاده سپس بلند شدند و گفتند : آيا مثل اين ستارهء درخشنده را بر مثل ما عرضه مىكنيد ؟ به خدا قسم او حسب و نسب پاك و پاكيزهاى دارد . . . و نيست او مگر از ذريّهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و امير مؤمنان على عليه السّلام . « 7 » ولى به هر روى ، چنانكه مادلونگ در مقالهء خود مىنويسد ، حضرت به كلى سياهپوست نبوده است ، و شايد نويسنده اين عقيده را از كلام « ابى دؤاد » عالم دربار « معتصم » گرفته باشد . او مىگويد :
روزى درحالىكه به شدت غضبناك و خشمگين بوده از نزد معتصم بازگشته و هنگامى كه از او علت را پرسيدند گفته است كه
هامش
( 1 ) . محمد بن نعمان ( شيخ مفيد ) ، الارشاد ، ج 2 ، ص 295 .
( 2 ) . محمد بن على بن شهر آشوب ، مناقب ، ج 4 ، ص 379 .
( 3 ) . محمد بن احمد بن عثمان ذهبى ، تاريخ الاسلام ، ج 15 ، ص 385 .
( 4 ) . محمد بن نعمان ( شيخ مفيد ) ، دلايل الامامه ، ص 396 ؛ ابو الفرج بن جوزى ، تذكرة الخواص ، ص 358 .
( 5 ) . على بن محمد بن صباغ مالكى ، الفصول المهمّه ، ج 2 ، ص 1039 ؛ محمد بن حسن شبلنجى ، نور الابصار ، ص 326 .
( 6 ) . محمد بن على بن شهر آشوب ، مناقب ، ج 4 ، ص 382 .
( 7 ) . محمد بن نعمان ( شيخ مفيد ) ، دلايل الامامه ، ص 404 ؛ محمد بن على بن شهر آشوب ، مناقب ، ج 4 ، ص 387 .