آنان كه مدعىاند لقب « رضا » از سوى مأمون تعيين شده است ، آن را به جريان ولايت عهدى مربوط ساختهاند ، درحالىكه در اسناد مربوط به دوران قبل از ولايت عهدى همين لقب ديده مىشود . از جمله در نامهاى كه از سوى فضل بن سهل براى حضرت ارسال شده و در آن از امام عليه السّلام دعوت شده تا به طوس عزيمت كند ، لقب « رضا » آمده است :
« بسم الله الرحمن الرحيم . لعلى بن موسى الرضا . . . من وليّه الفضل بن سهل . . . » . « 1 »
بر اساس روايتها و مدركهاى ياد شده مىتوان اطمينان يافت كه لقب رضا به ماجراى ولايت عهدى باز نمىگردد . « 2 »
3 . « مأمون . . . صرفا على بن موسى الرضا عليه السّلام را به دليل ويژگيهاى فردى ، به منزلهء مناسبترين شخص ، به جانشينى خود منصوب كرد » . « 3 »
نويسنده تنها با تكيه بر متن سند ولايت عهدى به صداقت و راستى گفتار مأمون ايمان پيدا كرده و معتقد است همچنانكه در عهدنامه آمده است ، امام رضا عليه السّلام را به دليل ويژگيهاى شخصيتىاش جانشين خود معرفى كرده است . اما شواهد و دليلهاى فراوانى وجود دارد كه عدم صداقت مأمون را ثابت مىكند و انگيزههاى سياسى او را از اين ظاهرسازى و عوامفريبى روشن مىسازد :
براى مثال ، چرا مأمون هنگامى كه امام عليه السّلام در مدينه بود ، ايشان را به خلافت منصوب نكرد و حضرت را با اكراه و تحت نظر مأموران به مرو آورد ؛ « 4 » در حالى كه مىتوانست در مرو به نام امام ، خطبه بخواند و خطّهء ايران را به نمايندگى از سوى حضرت نگهدارى كند ؟
هامش
( 1 ) . جعفر مرتضى عاملى ، الحياة السياسيه للامام الرضا عليه السّلام ، ص 466 .
( 2 ) . براى توضيح بيشتر : ر . ك : محمد جواد معينى و احمد ترابى ، امام على بن موسى الرضا منادى توحيد و امامت ، ص 17 .
( 3 ) . ترجمهء مدخل ، ص 346 از همين كتاب .
( 4 ) . محمد بن نعمان ( شيخ مفيد ) ، الارشاد ، ج 2 ، ص 259 .