تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
افزون بر اين ، امام با اتخاذ مواضعى منفى در برابر توطئه و ترفند مأمون ، بر همگان روشن ساخت كه مأمون در واگذارى ولايت عهدى ، صادقانه عمل نكرده است و اين كار را تنها براى حفظ منافع سياسى خود انجام داده است : 1 . امام تا وقتى در مدينه بود از پذيرفتن پيشنهاد مأمون خوددارى ورزيد و آن‌قدر سرسختى نشان داد تا بر همگان معلوم بدارد كه مأمون به هيچ روى از او دست برنمىدارد . متون تاريخى نيز به صراحت گواهى مىدهند كه دعوت امام از مدينه به مرو ، نه به اختيار ايشان ، بلكه با اجبار صورت گرفته است ؛ « 1 » 2 . به‌رغم آنكه مأمون از امام خواسته بود از خانواده‌اش هركس را مىخواهد همراه خود به مرو بياورد ، امام با خود هيچ يك از اعضاى خانواده ، حتى فرزندش امام جواد عليه السّلام را نياورد ؛ « 2 » درحالىكه سفر و مأموريتى بزرگ و طولانى در پيش بود ، و بنابر ادعاى مأمون ، رهبرى امت اسلام به امام واگذار مىشد ؛ 3 . امام در نيشابور و در ميان انبوه مردم منتظر ، كه تشنهء شنيدن سخنان ايشان بودند ، با بيان روايت معروف سلسلة الذهب ، دلهاى همهء مسلمانان را به كلمهء وحدت‌بخش توحيد متوجه ساخت و همهء دردها و مشكلات و نابسامانيها را در فراموش شدن اين گوهر گران‌بها خلاصه كرد ؛ و آن‌گاه ادامه داد : « كلمهء توحيد شرطهايى دارد و من از جمله شرطهاى آن هستم » . بدين ترتيب امام بعد ديگرى از توحيد را براى مردم تشريح كرد و بر مسئلهء بنيادين ديگرى تأكيد ورزيد كه همان ولايت بود . امام بر همهء حاكميتهاى غير الاهى خط بطلان كشيد و فلسفهء حاكميت اسلام را اعتلاى كلمهء حق دانست ، كه اين امر تنها در پرتو ولايت امكان‌پذير است ؛
هامش
( 1 ) . بيشتر منابع تاريخى اين امر را تأييد مىكنند . براى نمونه ، ر . ك : ابو الفرج اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 375 . ( 2 ) . ابن بابويه قمى ( شيخ صدوق ) ، عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 217 .