2 . « مأمون . . . به او لقب رضا داد » . « 1 »
اين مطلب گرچه در برخى منابع تاريخى آمده است ، به دليلهايى ، خدشهبردار است . اين ادله به دو دسته تقسيم مىشوند :
الف . ادلهاى كه تنها از ديدگاه شيعه و معتقدان به ولايت اهل بيت عليهم السّلام قابل تبيين است ، و آن اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، و چه بسا از طريق فرشتهء وحى ، نامها و لقبهاى اهل بيت عليهم السّلام را از قبل تعيين كردهاند ؛ « 2 »
ب . ادلهاى كه با هر ديدگاه و عقيدهاى سازگار است ، و آن رواياتى است كه از امامان پيشين رسيده و در آنها به لقب « رضا » تصريح شده است .
محض نمونه ، مرحوم صدوق از سليمان بن ابى حفص نقل مىكند كه موسى ابن جعفر عليه السّلام فرزندش را به اين نام ( رضا ) مىخواند و توصيه مىفرمود : « شما نيز او را به اين نام بخوانيد » . « 3 »
در روايت ديگر از بزنطى آمده است : به ابى جعفر محمد بن على بن موسى - امام جواد عليه السّلام - گفتم : گروهى از مخالفان مىپندارند مأمون لقب « رضا » را براى پدرتان قرار داده است ؛ زيرا او ولايت عهدى خليفه را پذيرفته و بدان خشنود شده است . حضرت فرمود : به خدا سوگند ، دروغ مىگويند و نسبت ناروا مىدهند ؛ بلكه خداوند پدرم را رضا ناميد ؛ زيرا پروردگارش در آسمان از او راضى و پيامبر و امامان در زمين از او خشنودند .
روايتگر حديث از امام مىپرسد : مگر اين ويژگى پدرانتان نبوده است ؟
امام فرمود : چرا ، ولى پدرم را يك مشخصه از اجدادمان ممتاز ساخته بود ؛ زيرا مخالفان نيز همچون موافقان از او راضى بودند . از اينروى ، تنها او « رضا » ناميده شده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . ترجمهء مدخل ، ص 345 از همين كتاب .
( 2 ) . ابن بابويه قمى ( شيخ صدوق ) ، معانى الاخبار ، ص 51 .
( 3 ) . ابن بابويه قمى ( شيخ صدوق ) ، عيون اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 11 .
( 4 ) . محمد باقر مجلسى ، بحار الانوار ، ج 49 ، ص 4 .