او را به حال خود بگذاريم ، در كار ما شكافى پديد آورد كه نتوانيم آن را پر كنيم ، و اقدامى عليه ما بكند كه تاب مقاومتش را نداشته باشيم . اكنون كه با وى اين شيوه را پيش گرفته و در كار او مرتكب خطا شده و خود را با بزرگ كردن وى در لبهء پرتگاه قرار دادهايم ، نبايد در كار او سهلانگارى كنيم ؛ بدين سبب بايد كمكم از شخصيت و عظمت او بكاهيم تا او را نزد مردم به صورتى درآوريم كه از نظر آنان شايستگى خلافت را نداشته باشد ؛ سپس دربارهء او چنان چاره بينديشيم كه از خطرات او كه ممكن بود گريبانمان را بگيرد ، جلوگيرى كرده باشيم » . « 1 »
بنابراين مىتوان هدفهاى مأمون را از سپردن ولايت عهدى به امام رضا عليه السّلام ، چنين فهرست كرد :
1 . كاستن از تضاد علويان با عباسيان ؛
2 . فرونشاندن نهضتها ؛
3 . نظارت بر امام و محدود ساختن آن حضرت ؛
4 . مخدوش ساختن قداست امام عليه السّلام ؛
5 . مشروع جلوه دادن خلافت ؛
6 . يافتن پايگاه اجتماعى ؛
و . . . . « 2 »
تبيين هريك از اين موارد مجال گستردهترى مىطلبد .
هامش
( 1 ) . ابن بابويه قمى ( شيخ صدوق ) ، عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 167 - 168 .
( 2 ) . علامه سيد جعفر مرتضى ، انديشمند و محقق برجستهء تاريخ اسلام در كتاب پرارزش الحياة السياسية للامام الرضا عليه السّلام ، يازده نكته را به منزلهء انگيزههاى اقدام مأمون در واگذارى اجبارى ولايت عهدى به امام رضا عليه السّلام بيان كرده و براى هركدام شواهد و قراينى برشمرده است كه خوانندگان براى اطلاع بيشتر مىتوانند به اين كتاب مراجعه كنند .