تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
مركز ثقل مقاله ، مسئلهء ولايت عهدى امام است كه نويسنده سعى خود را براى تبيين آن به كار بسته است . اما از آنجا كه اين حادثه را بدون ارتباط با حوادث گذشته مطالعه كرده است ، در تبيين و تحليل آن دچار مشكل شده است . نويسنده بر آن است « امام در بخش عمدهء حياتش هيچ نقش سياسىاى ايفا نكرده ، و نخستين ظهور وى در صحنهء سياست ، به سال 201 ق بوده است ؛ هنگامى كه خليفه مأمون وى را به مرو فراخواند و او را در مقام وارث خلافت منصوب كرد » . اين در حالى است كه مسئلهء ولايت عهدى ، از پيامدهاى مبارزات فكرى و سياسى امام در مقابل حكومت بود ، و مأمون براى خاموش كردن چراغ هدايت و بيرون ساختن امام از صحنهء سياست به اين حربهء جديد دست يازيده بود . اما براى آنكه ارتباط مسئلهء ولايت عهدى با حوادث پيشين و عملكرد سياسى امام روشن شود ، گذرى كوتاه و مختصر به دوران امامت امام على بن موسى الرضا عليه السّلام مىافكنيم تا زمينه‌ها و ريشه‌هاى مسئلهء ولايت عهدى تا حدودى روشن شود : دورهء بيست سالهء روزگار امامت و رهبرى امام رضا عليه السّلام را مىتوان به دو بخش تقسيم كرد . بخش اول از آغاز امامت تا سفر به خراسان ، يعنى از سال 183 تا 201 ؛ و بخش دوم از ميانهء سال 201 تا پايان عمر امام ، يعنى آخر ماه صفر سال 203 . امام ، ده سال از مدت ياد شده را در روزگار هارون سپرى كرده است ( 183 - 193 ) . در اين دوره ، هم سياستهاى هارون در قبال امام تغيير يافت ، و هم روش امام در رهبرى و ادامهء حركت امامت با روش امام هفتم تفاوت داشت . هارون پس از شهادت امام موسى كاظم عليه السّلام از پيامدهاى قتل امام هراسناك بود ، و از اين‌روى هرچند برخى از درباريان او را به قتل امام رضا عليه السّلام ترغيب مىكردند ، از اين كار و عواقب آن وحشت داشت ؛ زيرا در اين صورت قيامهاى علويان بيشتر شدت مىيافت و موجى از نارضايتى در مردم پديد مىآمد كه براى دستگاه