تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
صحنهء پايانى در اذرح ، به آسانى قابل پذيرش است . ظاهرا اعلام غير منتظرهء عمرو عاص پيشنهادى كاملا شخصى از سوى وى بوده است . وى به منزلهء شخصى با مسئوليت خطير ، اعلام چنين پيشنهادى را حق خود - يا حتى وظيفهء خود - مىدانست . اما اين اعلام ، كه مسلما نقض توافق قبلى بود ( زيرا ابو موسى با تندى و غضب در برابر آن واكنش نشان داد ) ، عموما در اعصار بعد حيله‌اى خائنانه قلمداد شد ، و قطعا عملى عهدشكنانه بود . جالب توجه است كه حتى در جلسهء عمومى ، هيچ صدايى به حمايت از على [ عليه السّلام ] برنخاست ؛ برخوردى كه پس از اعلام عمرو عاص درگرفت ، در واقع واكنشى عليه امويان بود ، نه به طرفدارى از على [ عليه السّلام ] . در هر حال اين اجلاس ، نتايجى كاملا منفى در پى داشت ، زيرا حاضران بدون آنكه دربارهء خلافت تصميمى بگيرند ، متفرق شدند .

آخرين سالهاى حيات على [ عليه السّلام ] ، وفات و تدفين او

طرفداران پر و پا قرص على [ عليه السّلام ] همچنان او را خليفه مىدانستند - گرچه شمارشان روزبه‌روز كاهش مىيافت - و ياران معاويه نيز ، معاويه را خليفه مىدانستند . در سال 39 ق / 659 م ، اوضاع همچنان متزلزل بود . على [ عليه السّلام ] كه [ حكومتش ] به كوفه محدود شده بود ، منفعل باقى ماند ؛ حتى هنگامى كه معاويه لشكركشيهاى محدودى به مركز عراق و عربستان انجام داد . در خراسان و در شرق ، حكومت اعراب سرنگون شد [ ر . ك : مدخل عبد الرحمن بن سمره -
ABD AL - RAHMAN B . SAMURA
] ، اما زياد بن ابيه ، فرماندار على [ عليه السّلام ] ، با مهارت ، قيامى را در فارس سركوب كرد . در سال 40 ق / 660 م ، على [ عليه السّلام ] هيچ اقتدارى در دو شهر مقدس نداشت و نتوانست جلو حملهء معاويه را به يمن بگيرد . سرانجام يكى از خوارج به نام عبد الرحمن بن ملجم مرادى [ ر . ك : مدخل ابن ملجم
IBN MULDJAM -
] به انتقام خون كشته‌شدگان نهروان ، با شمشيرى زهرآلود