قضاوتهاى خصمانهء لامنس
( Lammens )
به خصوص در دو اثر
Mo awiaIer ? ?
و
Fatima
را - كه بعضا با تحميل به متن صورت گرفته است - نبايد پذيرفت .
اظهارات ملايمتر كائتانى
( Caetani )
، در عين نشان دادن نقاط ضعف على [ عليه السّلام ] ، به ميزان شايستهاى به فشارى كه اوضاع و شرايط بر على وارد مىساخت توجه كرده است ، اما اين اظهارات نيز در خطوط كلى خود ، مبهم باقى مىماند . نه لامنس و نه كائتانى هيچ كدام ، مسئلهء تعصب دينى على [ عليه السّلام ] و بازتاب آن را در خط مشى و سياست وى بازگو نكردهاند . در زمينهء زهد على [ عليه السّلام ] ، رعايت جدى آداب و شعاير دينى ، بىاعتنايى او به مال و دارايى ، دلنگرانى و دقت نظر او دربارهء غنايم و اجراى قصاص ، اظهارنظرهاى فراوانى وجود دارد . دليل ندارد كه همه اين اظهارات را جعلى و مبالغهآميز بدانيم ؛ زيرا اين روحيهء دينى بر تمام اعمال على [ عليه السّلام ] حاكم بود . تلاش ما اين نيست كه مشخص كنيم آيا دلبستگى على [ عليه السّلام ] به اسلام همواره بىشائبه بوده و انگيزههاى ديگر در آن راه نداشته اما اين جنبه از شخصيت وى را از اين لحاظ كه بيانگر روانشناسى اوست ، نبايد ناديده گرفت . او به منزلهء يك وظيفه ، با مسلمانان « گمراه » به جنگ برمىخاست و اين كار را براى « حفظ دين و پيروزى راه راست ( الهدى ) » انجام مىداد ( بلاذرى در
( Caetani , 40 A . H . , d , 235 , d , etc .
. پس از پيروزى در جنگ « جمل » به رغم اعتراضات گروهى از يارانش ، وى كوشيد تا رنج و محنت گروه شكست خورده را با جلوگيرى از اسارت زنان و كودكانشان تسكين دهد . پس از پايان جنگ ، او تأسف خود را ابراز كرد ؛ براى كشتهشدگان گريست ؛ و بر دشمنان خويش نماز خواند . حتى ابهام در طرز برخورد او با حروريون را مىتوان با ترس وى از نافرمانى خدا تبيين كرد ؛ گرچه آنان على [ عليه السّلام ] را متقاعد نمودند كه پذيرش حكميت گناه است ، او نقض پيمان صفين را نيز به همان ميزان ، گناه مىدانست و در اين دو راهى دشوار ، ادامهء كار حكميت را برگزيد . نكتهء كليدى در سيره او