معناى ضمنى اين جمله اين بود كه رجوع به انسانها براى داورى ، مطلقا نادرست است ؛ زيرا براى مسئلهء مورد اختلاف ، در آيات 8 / 9 سوره حجرات حكمى وجود دارد كه مىگويد : « اگر دو گروه از مؤمنان با يكديگر نزاع كنند بين آنان آشتى برقرار كنيد ؛ اما اگر يكى عليه ديگرى طغيان كند ( بغت ) پس با آن گروهى كه طغيان كند ( الّتى تبغى ) بجنگيد تا آنگاه كه به اطاعت از خداوند بازگردد . . . » .
على [ عليه السّلام ] در جنگ با مخالفانش به اين آيه استناد كرده بود ؛ زيرا به نظر او « گروه طاغى » ، ابتدا گروه عايشه ، طلحه و زبير ، و اكنون گروه معاويه بود . مخالفان به نحوى بسيار منطقى تأكيد مىكردند كه وظيفهء على [ عليه السّلام ] ادامهء جنگ با معاويه است ، زيرا وضع جديدى به ميان نيامده بود تا وضعيت را تغيير دهد .
هنگام بازگشت به كوفه كسانى كه ابتدا فرياد لا حكم الا للّه سر داده بودند ( و به همين دليل المحكّمة الاولى ناميده مىشدند ) ، بسيارى ديگر از طرفداران على [ عليه السّلام ] را متقاعد ساختند كه حكميت گناهى در پيشگاه خداوند بوده است چرا كه داورى انسانها را جايگزين حكم الاهى كرده است . گروهى شامل چند هزار تن اظهار پشيمانى كرده ، در حروراء نزديك كوفه توقف نمودند ( و به همين سبب آنان را حروريّون ناميدند ) . خليفه در ديدارى شخصى از اردوگاه آنان موفق شد تمامى مخالفان يا شمارى از آنان را با خود آشتى دهد ؛ كه ظاهرا [ اين امر ] از طريق انجام توافقاتى با ايشان صورت گرفت . اما پس از بازگشت به كوفه ، بر بالاى منبر ، اخبارى را مبنى بر اينكه وى قصد دارد پيمان صفين را نقض كند ، تكذيب كرد . هنگامى كه مشخص شد او ابو موسى را براى تشكيل جلسه با عمرو بن عاص فرستاده ، گروهى از مخالفان شامل سه يا چهار هزار نفر مخفيانه كوفه را ترك كردند و صدها تن ديگر نيز از بصره خارج شدند . محل گردهمايى اين مخالفان - كه خوارج ناميده شدند - نهروان بود ، [ مكانى ] در كنار نهرى كه سرچشمهء آن با رود دجله يكى بود .
تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 30
مساهمون: محمود تقى زاده داورى
ص٣٠