مطالب ، منشأ داوريهايى در كتابهاى فرقهشناسى كهن شده و نيز بعضا به كتابهاى رجالشناسى اهل سنت راه يافته است . رجالنويسان شيعه نيز گاه در گزارش احوال جابر اين مجموعهء منقولات را بررسى كردهاند . در اين فرصت ، مجال و امكان تحليل شخصيت جابر بن يزيد جعفى وجود ندارد و تنها به اين نكته بسنده مىشود كه محققان شيعه پس از نقد و بررسى اظهارات مختلف دربارهء وى ، به وثاقت و مدح او نظر داده ، و همدلى و پيوستگى وى را به غاليان نفى كردهاند . اين محققان ، حكمت وجود برخى تعبيرات دربارهء جابر را حساسيت جايگاه او دانستهاند . « 1 » اما نويسندهء مقاله ، با قاطعيت ، جابر را يكى از چهرههاى اصلى غاليان كوفه ناميده و در پى آن ، روايتى را كه در منابع شيعى آمده ، شاهد آورده است . « 2 » اين امر چه بسا مخاطب را بر آن دارد كه آن روايت با انتساب جابر به غاليان مرتبط است ؛ درحالىكه مضمون آن روايت ، چيز ديگرى است . توضيح اينكه ، بنابر آن روايت ، امام ابو جعفر الباقر عليه السّلام براى جابر هفتاد هزار حديث گفته بودند كه جابر هرگز آنها را براى كسى بازگو نكرد . ظاهرا اين امر به توصيهء امام بود . از اينروى ، يكبار به امام گفت كه اين همه حديث - كه مضامين ناگفتنى دارد - بر وجودش سنگينى مىكند و سينهاش را مىفشرد و او را به حالى چون جنون مىافكند . در اين مقام ، امام او را دلالت كردند كه به صحرا برود ؛ گودالى فراهم آورد ؛ سر در آن فرو كند و سخنان امام را باز گويد . « 3 »
در هرصورت ، منابع شيعه هيچگاه جابر را در رديف غاليان مطرح نكردهاند ، و حتى برخى رجالنويسان كه دربارهء او نظر تأييدى ندارند ( مثلا نجاشى ، ص 128 كه او را فاسد العقيده خوانده است ) از پيوند او با غاليان سخن نگفتهاند .
هامش
( 1 ) . در اينباره ، ر . ك : مقالهء « جابر بن يزيد جعفى » در دانشنامهء جهان اسلام ، مجلد نهم .
( 2 ) . از جمله محمد بن حسن طوسى ، اختيار معرفة الرجال ، ص 194 ، ش 343 .
( 3 ) . محمد بن يعقوب كلينى ، الكافى ، ج 8 ، ص 157 .