دستكم دو محذور داشتند : يكى اينكه راويان شيعى ، به علت اعتقاد به « رفض » از نظر آنان ثقه به شمار نمىآمدند ؛ ديگر آنكه مطالب امام باقر عليه السّلام ، جز در برخى موارد ، در قالب حديث متصل به رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله ارائه نشده بود تا نزد آنان « حديث » تلقى شود . البته آن حضرت گهگاه در جمع شاگردانشان يادآورى مىكردند كه مستند همهء سخنان ايشان شخص رسول الله صلّى اللّه عليه و آله است ، و از خود هيچ نمىگويند . گاه نيز مطلب را با همين سند بيان مىكردند . ( احمد بن حنبل ، شمارى از اين احاديث را آورده است . ) با اين حال ، اين نقد بر تدوينكنندگان كتابهاى اهل سنت وارد شده است كه چرا آثارشان از بيانات امام باقر عليه السّلام تهى است !
17 . مطالب پايانى مقاله دربارهء تاريخ و محل وفات امام باقر عليه السّلام ، از بخشهاى درخور توجه اين نوشته و قابل الگوبردارى است ؛ به ويژه آنكه به خلط ناشى از تشابه اسمى ( امام باقر عليه السّلام و محمد بن على بن عبد الله بن عباس ) توجه داده است .
18 . دربارهء باقريه كه به نوشتهء بغدادى و شهرستانى ، كسانى بودند كه منكر وفات حضرت ابو جعفر الباقر عليه السّلام شدند و آن حضرت را مهدى منتظر خواندند كه زنده است يا به رجعت ايشان قايل شدند ، در احاديث شيعى يا در منابع مقدم بر اين دو ملل و نحلنويس ، هيچ اثرى ديده نمىشود . به نظر مىرسد وجود چنين فرقهاى را صرفا بايد در فرآيند گزارشنويسىهاى فرق اسلامى جستوجو كرد .
3 . منابع
منابع مورد استناد آقاى كلبرگ را مىتوان در چهار گروه مقولهبندى كرد :
الف ) منابع تاريخى و شرح حال : در اين گروه ، بنابر فهرست كتابشناسى پايان مقاله ، اهمّ و اكثر متون ، از شيعه و اهل سنت ، ديده شده است . حتى كتابهايى چون حلية الاولياء ابو نعيم اصفهانى و الفهرست ابن نديم نيز از نظر مؤلف دور نمانده است .