بنابراين گزارش ، امام باقر عليه السّلام به ابو حنيفه مىگويند : « تو دين رسول الله را دگرگون كردهاى » ، درحالىكه او هنوز در مقام فقيه و صاحب نظر ظهور نكرده بود و پس از سال 120 بر مسند فقه در عراق تكيه زد . از اين گذشته ، مضمون مناظره با شاكلهء اصلى فقه ابو حنيفه در تعارض است ، و اگر به راستى ابو حنيفه منكر عمل به قياس بود فقه او بايد در صورت و محتوايى ديگر ظهور مىيافت . گزارش اخطب خوارزم ( ص 143 ) مشكل ديگرى نيز دارد و از نظر سندى در برابر آنچه ابن بابويه دويست سال پيش از آن در علل الشرايع آورده ، تاب مقاومت ندارد . در اين صورت ، با چه معيارى مىتوان مطلبى را كه كردرى ( متوفاى 827 ) از ابو الحسن مرغينانى نقل كرده است ، پذيرفت ، و ابو حنيفه را ، از ديدگاه امام باقر عليه السّلام ، احياكنندهء حديث پيامبر دانست .
13 . نويسندهء مقاله ، سپس به يكى ديگر از اقدامات و راهبردهاى حضرت امام باقر عليه السّلام توجه داده است : مقابله با جريان غلو . دربارهء ريشهيابى اين جريان و علل شكلگيرى آن در ميان شيعيان ، بررسيهاى سودمندى صورت گرفته است . « 1 »
عدم تعلق غاليان به مذهب اهل بيت عليهم السّلام از مجموعهء گزارشها به روشنى معلوم مىشود ، و مقابلهء آشكار امام باقر و سپس امام صادق عليهما السّلام و به تبع آن دو ، پيروان اين مذهب ، با ديدگاههاى غاليان و راهبرانشان ، از جمله ابو منصور عجلى و بيان ابن سمعان و مغيرة بن سعيد ، چندان جدى و همهجانبه بوده كه اين اشخاص در جمع شيعه امكان بروز و ظهور نيافتهاند . اما جابر بن يزيد جعفى ماجرايى ديگر دارد .
شخصيت ويژهء جابر برخى فرصتها را براى غاليان پديد آورد تا او را سلف اعتقادى يا الهامبخش آراى خود و گاه جانشين مغيرة بن سعيد بشناسانند . اين
هامش
( 1 ) . براى نمونه ، در زبان فارسى كتاب غاليان ( كاوشى در جريانها و برآيندها ) نوشتهء نعمت الله صفرى فروشانى ، نشر بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى ، مشهد ، 1378 ش . و در زبان عربى كتاب الجذور التاريخيه و النفسيه للغلوّ و الغلاة تأليف سامى الغريرى ، نشر مؤسسهء دليل ما ، قم ، 1424 ق ، در سالهاى اخير چاپ شده است .