پايان سخن به زراره گوشزد مىكنند كه همهء حقايق براى همگان فهميدنى نيست و درك برخى مطالب نيازمند گذشت زمان و تجربه و تعمق دراز مدت است . « 1 »
با اين مقدمه ، پرسش اين است كه چرا ميان شاگردان و صحابيان امام باقر عليه السّلام در اين مقاله زراره به منزلهء فردى خودرأى مطرح شده است ؟ زراره ، همهء دانش و باور خود را مديون و مرهون امام باقر عليه السّلام مىدانسته و كسى است كه امام صادق عليه السّلام دربارهء او گفتهاند : اگر زراره نبود چه بسا احاديث پدرم از ميان مىرفت ، و در جاى ديگر ، او را يكى از چهار تن « اعلام » دين شناساندهاند . زراره سرشناسترين چهرهء خاندانى علمى از محدثان و فقيهان شيعه بود كه دامنهء آن تا پايان قرن چهارم كشيد ، و ابو غالب زرارى ، از دانشوران همين خاندان ، كتابى دربارهء ايشان نگاشت . « 2 » همين ابو غالب دربارهء زراره نوشت كه متكلمان شيعه شاگردان وى بودهاند . « 3 » دانشمندى چون جميل بن درّاج نيز در وصف او گفته است : ما در حلقهء بحث زراره چونان خردسالانى در مكتبخانه بوديم . بنابراين به نظر مىرسد معرفى زراره با وصف مزبور ، نه تنها كمترين سهمى از واقعيت ندارد ، بلكه تصويرى واژگونه از مجموعهء شاگردان امام باقر عليه السّلام ، و به ويژه تلقى نادرستى از يكى از بزرگترين شاگردان ايشان ، ترسيم مىكند ، و به ظن قوى زمينهساز تقويت برخى ابهامات و شبهات ، براى ناآشنايان با حديث و تاريخ ، خواهد بود .
همين نكته دربارهء محمد الطيار ، مولى فزاره « 4 » نيز گفتنى است . او از كسانى است كه در فن مناظره با مخالفان مذهب ، استادى داشته و از مدافعان جدى
هامش
( 1 ) . كلينى ، كافى ، ج 2 ، ص 402 - 403 ؛ كشّى ، اختيار معرفة الرجال ، ص 128 - 129 .
( 2 ) . عنوان اين كتاب ، رسالة ابى غالب الزرارى الى ابن ابنه فى ذكر آل اعين است كه با تصحيح و تحقيق و مقدمهء عالمانه محقق فرزانه ، حضرت آقاى سيد محمد رضا جلالى در سال 1411 ، در قم چاپ شده است .
( 3 ) . احمد بن محمد بن زرارى ، رسالة ابى غالب الزرارى ، ص 136 .
( 4 ) . محمد بن طيار ، كه در نسخهء محاسن برقى و به نقل از آن در بحار الانوار ، ج 2 ، ص 307 آمده ، نادرست است ( محمد تقى تسترى ، قاموس الرجال ، ج 9 ، ص 344 - 346 )