ج ) گشايش ابوابى از معرفت دينى كه حاكمان آن روز جامعهء اسلامى مردم را از پرداختن به آنها منع مىكردند ، و چه بسا آگاهى از آنها پايههاى سلطهء آنان را متزلزل مىكرد ؛
د ) گزينش و پرورش گروهى از دانشمندان اسلامى بر مبناى مذهب اهل بيت عليهم السّلام ، و گسيل كردن آنان به شهرهاى بزرگ براى ارائهء درست تعاليم اسلامى - و در نتيجه ، خنثا كردن تبليغات دراز مدت امويان در ارائهء چهرهاى منفى از اهل بيت پيامبر و به تبع آن ، مخدوش شدن صورت زيباى دين - و نيز پيشگيرى از رشد و نشر ديدگاههاى غلوآميز به نام مذهب اهل بيت عليهم السّلام .
امام براى تحقق اين اهداف ، بيش از هر چيز به امر تعليم و برپايى حلقههاى مذاكرهء علمى و مناظرات دينى اهتمام داشتند . آقاى كلبرگ در اين بحث با نكتهسنجى تحسينبرانگيز و عالمانه ، به حديثى از امام صادق عليه السّلام التفات و استناد كرده كه نشانهء پژوهش روشمند وى است . امام در آن حديث كه كلينى نقل كرده است ، تصريح فرمودهاند كه مردم پيش از عصر حضرت ابو جعفر الباقر عليه السّلام ، از دين درست چيزى نمىدانستند ؛ نه از مناسك حج و نه از حلال و حرام ؛ تا آنكه ايشان معارف دينى را منتشر كردند . « 1 »
تا اينجاى مطلب خوب است ، اما وقتى نوبت به ذكر مثال مىرسد ، به نظر ما انتخاب مناسبى صورت نگرفته است . مسئلهء « مسح على الخفّين » اگرچه از مسائل اختلافى بوده و امام با قاطعيت آن را رد كردهاند ، ذكر آن براى خوانندهء عمومى در اين روزگار نمىتواند بازگوكنندهء اهميت كار امام باقر عليه السّلام باشد . آن حضرت در مقام تصحيح خطاها و اشتباهات فقها ، از آنروى كه بر پايهء رأى و قياس عمل مىكردند ، مطالب بسيارى گفتند كه در مجموعهء احاديث ، قابل
هامش
فروردين 1368 ، ص 14 .
( 1 ) . محمد بن يعقوب كلينى ، الكافى ، ج 2 ، ص 20 .