تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
فراخوانند . طبرى در گزارش رويدادهاى سال صد هجرى آورده است كه در اين سال ، محمد بن على بن عبد الله بن عباس داعيان خود را به نواحى گوناگون گسيل كرد تا مردم را به سوى او و خاندانش دعوت كنند . دربارهء اين دعوت كه بيش از سى سال بعد ، با برچيده شدن بساط امويان ، ثمر داد ، پژوهشهاى سودمندى صورت گرفته است ، و اگرچه در آن مقطع بسيارى از مسلمانان را به خود جذب كرد ، بعدها بر همگان آشكار شد كه هدف چيست و چه ثمرى دارد . حتى در همان زمان كه داعيان بنى عباس مىكوشيدند از محبوبيت و نفوذ معنوى امامان اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هزينه كنند و وابستگى خود را به اين امامان مطرح سازند ، در برخى جاها رسما با پيروان اهل بيت عليهم السّلام مقابله مىكردند . از جمله ، اولين داعى بنى عباس براى مردم خراسان ، به نام « زياد » ، در سال 109 به اين منطقه آمد . محمد بن على به او گوشزد كرده بود كه در ابر شهر ، فردى به نام « غالب » اقامت دارد و او شيفتهء بنى فاطمه است ( انّه كان مفرطا فى حبّ بنى فاطمة ) ، و « زياد » بايد از او فاصله مىگرفت ( طبرى ، حوادث سال 109 ) . دستهء ديگر ، خوارج بودند كه با امويان ، در هر جا كه مقدورشان بود ، مبارزه مىكردند . اما آنان مبلّغ و استمراردهندهء همان آرايى بودند كه بر پايهء آن امير مؤمنان عليه السّلام را تكفير كردند و بسيار كسان را به شهادت رساندند . مثلا گروهى از حروريه ، از شاخه‌هاى خوارج ، در سال صد هجرى بر عمر بن عبد العزيز شوريدند و در عراق قيام كردند و كارشان به شكست انجاميد . برخى اين قيام را به شوذب مولى بنى يشكر نسبت داده‌اند ( طبرى ، حوادث سال 100 ) . دستهء سوم ، قيامهاى محلى بود كه اغلب بر اثر بدرفتاريها و ستمهاى واليان اموى روى مىداد ؛ محض نمونه ، در سال 110 ، مردم سمرقند به رغبت خود پذيراى اسلام شدند تا جزيه از آنان برداشته شود . اين اقدام در پى اعلام اشرس ، والى خراسان ، صورت گرفت ؛ اما او به بهانه‌هاى واهى كارگزارانش را به گرفتن