اقتدار معنوى حكايت دارد ؛ چرا كه توسعه و استمرار آن ، سرانجام به مرجعيت و اقتدار سياسى مىانجاميد . آقاى كلبرگ در مقالهء خود همين واقعه را گزارش كرده است .
مورد ديگر ، روايتى است از ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ( ج 11 ، ص 43 - 44 ) كه بنابر آن ، امام باقر عليه السّلام به افشاى كارهاى امويان ، از ابتداى حكومت تا عهد آن حضرت ، پرداخته ، و شيوههاى حاكمان اموى را در بر ساختن احاديث دروغين با تطميع و دادن مال به راويان دنيا دوست و دروغپرداز ، آزردن خاندان رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ، بازداشتن مردم از گرايش به اهل بيت عليهم السّلام ، تخريب شخصيت امامان اهل بيت عليهم السّلام و به شهادت رساندن آنان باز شناساندهاند ، و از اين همه رنج و ناملايمات كه بر پيروان امامان شيعه رواداشته شده است ، شكوه كردهاند .
تحذير شيعيان از پذيرش مناصب رسمى ، از آنروى كه چه بسا در اقدامات ستمگرانهء حاكمان اموى مشاركت ورزند ، نمونهء ديگرى از سمتگيرى فعال سياسى امام است . « 1 » در عين حال ، آن حضرت براى برخى پيروان خود توضيح دادهاند كه عدم اعتماد كافى به درخواستكنندگان قيام بر ضد امويان و آماده نبودن زمينهء لازم ، مانع اقدام سياسى عمومى است . « 2 »
خوددارى امام از حمايت قيامهاى ضد اموى نيز بايد تبيين شود . اين قيامها با انگيزههاى گوناگون شكل گرفت ، و طبعا وجهى براى تأييد بسيارى از آنها وجود نداشت . اگر از شورشهاى واليان اموى بر ضد حكومت مركزى - كه نمونههاى آن در منابع تاريخى به وفور گزارش شده است - بگذريم ؛ بهطور كلى ، در عهد امامت حضرت باقر عليه السّلام سه دسته جنبشهاى ضد اموى قابل شناسايى است .
عمدهترين جنبشها را بنى عباس رهبرى مىكردند و داعيانشان را به اين سو و آن سو اعزام مىكردند تا مردم را به خلافت و زمامدارى آنان در برابر امويان
هامش
( 1 ) . محمد بن حسن طوسى ، اختيار معرفة الرجال ، ص 204 .
( 2 ) . محمد بن الحسن الحرّ العاملى ، وسائل الشيعه ، ج 3 ، ص 425 .