مروان ، دينار بوده است يا درهم ، و به هر روى ، حتى اگر درهم نيز فرض شود ، باز در قياس با ارزش يك كنيز ، منطقى به نظر نمىرسد ؛ زيرا در آن زمان درهم و دينار اندك و بسيار ارزشمند بوده است . بنابراين بهاى خريد كنيز بسيار كمتر از اين مقدار بوده است ؛ چنانكه معاذ بن عفراء در عصر عمر ، پنج كنيز را به هزار و پانصد درهم خريد ، « 1 » و به نظر مىرسد از آن زمان تا عصر امام سجاد عليه السّلام ( كه كمتر از نيم قرن است ) ، بهاى كنيز چندان بالا نرفته باشد ؛
رابعا ، ناقل اين گزارش ، اصمعى است كه ابن شهرآشوب دربارهء وى مىنويسد :
اصمعى با امير مؤمنان دشمن بود ، از اينروى كه حضرت دست اصمغ بن مظهر ، جدّ اصمعى را به سبب دزدى ، قطع كرده بود . « 2 »
دربارهء ادعاى دوم نويسنده نيز كه خواسته است با استناد به يك گزارش تاريخى ، رابطهء دوستانهء امام را با عبد الملك اثبات كند ، بايد گفت اولا ، در مقابل گزارش ياد شده ، در منابع تاريخى گزارشهاى پرشمارى به چشم مىخورد كه از موضع كوبنده و دشمن ستيز امام عليه السّلام در برابر عبد الملك حكايت دارد . پارهاى از اين گزارشها عبارتاند از :
الف . بىاعتنايى امام سجاد عليه السّلام به عبد الملك
سالى عبد الملك در مراسم حج شركت كرد . هنگام طواف ، امام سجاد عليه السّلام را ديد كه پيشاپيش او مشغول طواف است و به او هيچ توجهى ندارد . عبد الملك با آنكه حضرت را مىشناخت ، براى حفظ موقعيت ، پرسيد : اين كيست كه پيشاپيش ما طواف مىكند و به ما بىاعتناست ؟ وقتى گفتند او على بن الحسين عليه السّلام است ،
هامش
( 1 ) . ابو الفرج بن جوزى ، صفة الصفوة ، ج 1 ، ص 218 .
( 2 ) . محمد بن على بن شهر آشوب ، مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 221 ؛ محمد تقى شوشترى ، قاموس الرجال ، ج 2 ، ص 170 .