نوشتهاند : در زمان عبد الملك ، پارچههايى به روم صادر مىشد كه بر روى آنها شعار « لا إله الا الله ، محمد رسول الله » نوشته شده بود . اين موضوع بر حاكم كافر روم گران آمد . از اينروى ، در نامهاى تهديدآميز به عبد الملك اعلام كرد كه اگر اين شعار را از روى پارچهها حذف نكند ، نام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به زشتى بر روى سكهها خواهد نگاشت . عبد الملك ، كه از حل اين مشكل ناتوان و درمانده بود ، از امام كمك خواست .
امام سجاد عليه السّلام نيز همچون ديگر امامان ، حكومت امويان را نامشروع و غاصب مىدانست و روش حكومتى آنان را مردود مىخواند . اما اگر زمانى كيان اسلام و عزت و آبروى جامعهء اسلامى در معرض تهديد بيگانگان قرار مىگرفت ، براى حفظ عزت مسلمانان ، از هيچ اقدامى فروگذارى نمىكرد . از همين روى ، براى حل اين مشكل به عبد الملك فرمود سكههاى رومى را ممنوع سازد و به جاى آن ، سكهء اسلامى بزند . « 1 » با اين طرح امام عليه السّلام ، نيرنگ روميان كارساز نيفتاد و عزت و استقلال اقتصادى جامعهء اسلامى محفوظ ماند .
4 . معتبر نبودن قصيدهء فرزدق !
نويسنده پس از نقل ماجراى قصيدهء فرزدق در مدح امام سجاد عليه السّلام ، دربارهء اعتبار و اصيل بودن آن مىنويسد : « اما همه يا بيشتر اين قصيده كه به شكلهاى گوناگون روايت شده است ، غير اصيل و نامعتبر است » .
در پاسخ بايد گفت : شايسته بود نويسنده ، ادلهء غير اصيل و نامعتبر بودن اين
هامش
( 1 ) . محمد بن جمال الدين مكى عاملى ( شهيد اول ) ، البيان ، ص 185 ؛ ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 9 ، ص 122 . براى آگاهى بيشتر در اينباره ر . ك : جعفر مرتضى عاملى ، « ضرب النقود فى الاسلام » در دراسات و بحوث فى التاريخ و الاسلام ، ج 1 ، ص 141 - 154 ؛ جعفر شهيدى ، تاريخ تحليلى اسلام ، ص 208 - 209 . آقاى سيد جعفر شهيدى ، مبعداتى را براى اين قضيه بيان كرده است . سيد جعفر مرتضى عاملى ، در مقالهء ياد شده ، ضمن رد اين مبعدات و اشكالات ديگرى كه دربارهء اصل اين قضيه مطرح شده است ، اصل آن را براى امام سجاد عليه السّلام اثبات كرده است .