نويسنده در بيان نقل ماجراى برخورد امام با كاروان والى يمن ، بحير بن ريحان حميرى ، در تنعيم ( نزديكى مكه ) و مصادرهء آن ، به دليل عدم درك مبانى فقهى و كلامى اسلام با تعبير نسنجيدهاى مىنويسد :
« حسين [ عليه السّلام ] در منطقهء تنعيم در حوالى مكه به كاروانى برخورد كه از يمن مىآمد ، و او براى خود اين حق را قائل شد كه محمولهء آن را تصاحب كند » . « 1 »
پيش از اين ، در بحث امام حسين عليه السّلام و گرفتن اموال از معاويه ، به مبانى فقهى و كلامى اسلام در اينباره پرداختيم . اما در اين مقام ، بايد توجه داشت كه طرح چنين مباحثى در خصوص نوادگان رسول خدا و شخصيتهاى بزرگ خاندان رسالت ، در دائرة المعارفى كه پسوند اسلام را به دوش مىكشد ، بر خوانندگانى كه با اسلام آشنايى ندارند ، چه تأثير نامطلوبى مىگذارد .
نويسنده مىگويد : امام حسين عليه السّلام در ثعلبيه پس از دريافت خبر شهادت مسلم و هانى مىخواست بازگردد ، ولى فرزندان عقيل براى گرفتن انتقام برادرشان نظر او را تغيير دادند . « 2 » هرچند اين خبر در تاريخ طبرى به نقل از ابو مخنف نقل شده است ، چگونه مىتوان پذيرفت كه امام حسين عليه السّلام هدف بزرگ قيام خود را به يك انتقام خانوادگى فروكاسته باشد و زمام كار خود را به برادران مسلم بسپارد ؛ قيامى كه در آن ، ياران و خويشان امام كشته شدند و زن و فرزندان او به اسارت رفتند ! افزون بر اين ، ابو مخنف در ادامه مىگويد : برخى اصحاب امام دليل بهتر و منطقىترى مطرح كردند ، و آن اينكه به ايشان گفتند : شما مانند مسلم نيستيد و اگر وارد كوفه شويد و مردم شما را ببينند به سرعت گرد شما جمع خواهند شد . « 3 »
اين استدلال ، هم منطقىتر است ، و هم از منظر جامعهشناختى صحيحتر و معقولانهتر .
هامش
( 1 ) . ترجمهء مدخل ، ص 153 از همين كتاب .
( 2 ) . ترجمهء مدخل ، ص 154 از همين كتاب .
( 3 ) . محمد بن جرير طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 398 .