باشد : من در هر كارى تصميمى گرفتم تو با آن مخالفت كردى ! و يا اينكه تصميم داشته باشد امام حسين عليه السّلام را زندانى كند !
مطلب دوم ، يعنى پرداخت دو ميليون درهم نيز اولا با نظر به توضيحاتى كه گذشت ، كذب محض است و نويسنده هيچ مدركى براى اثبات مدعاى خود ارائه نداده است ؛ ثانيا اين مبلغ مربوط به قرارداد صلح بود و بنا بود امام حسن عليه السّلام و پس از او امام حسين عليه السّلام آن را دريافت كنند « 1 » نه اينكه امام حسين عليه السّلام اين مبلغ را دريافت كرده باشد تا به صلح تن دهد .
مسافرت هر سالهء امام حسين عليه السّلام به شام و گرفتن جايزه و صله از معاويه نيز - بنا به نقل منابع متأخر - تنها يك بار - و نه هر سال - صورت گرفته است ، كه افزون بر دلالت متن روايت بر ساختگى بودن آن ، « 2 » اصل مطلب نيز مورد ترديد جدى است . « 3 » علماى شيعه تصريح كردهاند كه باز گرفتن صله و اموال از سلطان جائر و غاصب ، بر امام جايز ، و بلكه واجب است ، و اگر نمىتواند تمام آنها را باز پس گيرد ، بايد تا آنجا كه مقدور است بازستاند ، چون حق اوست . البته امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام تمام اين اموال را نيز در راه مصالح مسلمانان خرج مىكردند . « 4 »
اين ضعفها و نارساييهاى جدى نشان مىدهد كه مؤلف دقت و تأمل لازم را در بررسى و تحليل همهجانبهء موضوع نداشته است ، و گرنه شخصيت امام حسين عليه السّلام و واقعيات تاريخى را - هرچند از سر سهو و كماطلاعى - اينچنين تحريف نمىكرد .
شناخت و فهم تاريخى نويسندهء مقاله از شخصيت امام حسين عليه السّلام به قدرى اندك است كه وى مدعى شده است امام براى مرگ معاويه تسليت گفته است
( p . 604 )
.
هامش
( 1 ) . ابو حنيفه دينورى ، الاخبار الطوال ، ص 218 ؛ احمد بن يحيى بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 290 .
( 2 ) . ر . ك : محمد بن مكرم ، مختصر تاريخ دمشق .
( 3 ) . ر . ك : باقر شريف القرشى ، حياة الامام الحسين عليه السّلام ، ج 2 ، ص 233 - 234 .
( 4 ) . ر . ك : سيد مرتضى ، تنزيه الانبياء ، ص 266 ؛ محمد باقر مجلسى ، بحار الانوار ، ج 44 ، ص 31 .