گويا وى از قرائت آيهء
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
چنين برداشت كرده است ؛ آيهاى كه امام حسين عليه السّلام پس از شنيدن خبر مرگ معاويه به وليد بن عتبة بن ابى سفيان والى مدينه فرموده است . قرائت اين كلام هيچ دلالتى بر تسليتگويى ندارد . نويسنده چنانچه توجه مىكرد ، در همين خبر آمده است وقتى پيام وليد به امام رسيد حضرت به ابن زبير فرمود :
قد ظننت أنّ طاغيتهم قد هلك « گمان مىكنم مرد ستمگر ايشان ( معاويه ) مرده است » . « 1 »
نويسندهء مقاله به گونهاى كلى مىگويد :
« خبر مرگ معاويه ، در كوفه كه اكثر اهالى آن شيعه بودند ، با خوشحالى مردم روبهرو شد . به زودى نامهها و پيغامهايى از كوفه فرستاده شد كه از حسين [ عليه السّلام ] دعوت مىكرد تا به اين شهر بيايد ؛ چرا كه ديگر نمىتوانستند حكومت امويان را تحمل كنند . » « 2 »
با اين كلىنگرى ، خواننده به درستى نمىتواند وضعيت فكرى و مذهبى مردم كوفه را درك كند . در حقيقت ، اين خطايى فاحش است كه در بررسى قيام كربلا ، اغلب در ترسيم زمينههاى فكرى و مذهبى كوفه ، اكثريت مردم آن را شيعه مىپندارند ؛ آن هم بدون در نظر گرفتن فعاليتهاى معاويه در دو دههء چهل و پنجاه براى شيعهزدايى در تمام مناطق و به ويژه كوفه ، و گستردن و نهادينه كردن تفكر عثمانى . اگر اكثريت مردم اين شهر حقيقتا شيعه بودند حكومت امام على عليه السّلام و امام حسن مجتبى عليه السّلام با چنان مشكلات پرشمار و سهمگينى روبهرو نمىشد . گرچه بذرهاى انديشهء شيعى در
هامش
( 1 ) . محمد بن جرير طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 251 .
( 2 ) . ترجمهء مدخل ، ص 151 از همين كتاب .