[ سپس ] نوبت به طالبيون رسيد كه تا آن لحظه وارد معركه نشده بودند ؛ و در اينجا بود كه قتل عام آنان آغاز گرديد . اولين كسى كه كشته شد على اكبر فرزند حسين [ عليه السّلام ] بود ( همان ، ص 356 و صفحه بعد ) ؛ سپس نوبت پسر مسلم بن عقيل بود ( همان منبع ، ص 357 و صفحه بعد ) ؛ بعد از او پسران عبد الله بن جعفر و عقيل ؛ سپس قاسم فرزند حسن [ عليه السّلام ] بود كه ماجراى مرگ او با كلماتى تأثرآور بيان گرديده است : او جوان و زيبا بود ؛ به شدت مجروح شده بود و از عمويش كمك خواست . وى نيز همچون عقابى بر شخص مهاجم حمله آورد و با شمشير خود ضربتى بر او وارد ساخت ؛ اما اين شخص مهاجم به دست حسين [ عليه السّلام ] كشته نشد بلكه اسبان لشكر ابن زياد بودند كه او را به زمين كوفتند و زير سمهاى خود لگدمال كردند . هنگامى كه گرد و غبار فرونشست ، حسين [ عليه السّلام ] را ديدند در حالى كه پيكر برادرزادهاش را در آغوش گرفته بود و قاتلان او را نفرين مىكرد . آنگاه پيكر او را تا مقابل خيمهء خويش آورد و در كنار پيكر على اكبر و ساير كشته شدگان بر زمين نهاد ( همان ، ص 358 و صفحه بعد ) .
جزئيات مرگ عباس [ عليه السّلام ] ، برادر حسين [ عليه السّلام ] در كتابهاى طبرى و بلاذرى نيامده است ، بلكه آنان ( طبرى در ص 361 و بلاذرى در ص 657 صفحه رو ) صرفا نقل كردهاند كه حسين [ عليه السّلام ] كه تشنگى بر او غلبه يافته بود ، به طرف فرات به راه افتاد اما اجازه ندادند به آنجا برسد ؛ سپس وى از خدا خواست آن كس كه مانع رسيدن او به هدفش شده است ، از عطش هلاك گردد ( و البته دعاى او مستجاب شد ) ؛ او كه از ناحيهء دهان و چانه مجروح شده بود ، خونى را كه در دستانش جمع كرده بود به سوى آسمان پرتاب كرد ، و از مصيبتى كه بر سر فرزند دختر رسول خدا آمده بود به درگاه خداوند شكايت كرد . اما مسلما رواياتى نيز دربارهء عباس [ عليه السّلام ] وجود داشته است ؛ چرا كه وى قطعا در كربلا كشته شد ، و مفيد ( ص 240 ) اين روايات را با روايات مربوط به حسين [ عليه السّلام ] پيوند داده است .
تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: محمود تقى زاده داورى
ص١٦٢