تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
خيمه‌ها به صف كرد ؛ بيرق را به برادرش عباس [ عليه السّلام ] سپرد ؛ و به آنان فرمان داد كه كپّه‌هاى چوب و نى را آتش بزنند . حسين [ عليه السّلام ] خيمه‌اى براى خود بر پا كرده ، درون آن بدن خويش را با مادهء موزدا تنظيف كرد و خود را با مشكى كه درون كاسه‌اى حل شده بود معطر ساخت . آن‌گاه بر پشت اسب و درحالىكه قرآن را در مقابل داشت ، با دعايى زيبا و طولانى از خدا يارى خواست ( طبرى ، ج 2 ، ص 327 ) و خطاب به دشمنانش سخنانى ايراد كرد كه در آن ، خداوند را « ولىّ » خود خواند - و گفت كه خداوند حافظ مؤمنان است - ، آن‌گاه از دشمنانش خواست كه خوب بينديشند كه آيا كشتن او مشروع است ؛ به آنها سخن پيامبر را يادآورى كرد كه فرمود : او و برادرش سرور جوانان بهشت‌اند ؛ فضايل بزرگ خاندان پيامبر را بازگو كرد ؛ بار ديگر اهالى كوفه را به دليل دعوتش سرزنش كرد ، و اجازه خواست تا به سرزمينى برود كه او را امان دهند . هنگامى كه بار ديگر به او گفتند ابتدا بايد تسليم عموزادگانش شود ، پاسخ داد كه هرگز خود را همچون يك برده ، خوار نخواهد كرد ( روايات طولانىتر ديگرى از اين خطابه در كتاب محسن امين ، ص 255 - 260 ارائه شده است ) . آن‌گاه از اسب پياده شد و دستور داد اسبش را پابند بزنند ، و مقصودش از اين كار اين بود كه نشان دهد هرگز نخواهد گريخت . اگر روايات بىشمارى كه به وقايع كم‌اهميت پرداخته‌اند ، كنار گذاشته شوند ، مىتوان مراحل اين جنگ را نسبتا به روشنى دنبال كرد . پس از سخنان حسين [ عليه السّلام ] ، زهير بن قين دشمنان را نصيحت كرد كه از حسين [ عليه السّلام ] پيروى كنند ؛ اما از آنجا كه پاسخ او تنها توهين و تهديد بود ، از آنها خواست كه [ لااقل ] دست از كشتن حسين [ عليه السّلام ] بردارند ( طبرى ، ج 2 ، ص 331 و صفحه بعد ) . سپس آنها شروع به پرتاب تير كردند و درگيرى آغاز شد ( همان ، ص 335 - 337 ) . جناح راست لشكر حكومت ، به فرماندهى عمرو بن حجاج حمله كرد اما با مقاومت [ ياران امام ] روبه‌رو شد و عقب‌نشينى كرد ، و فرمانده به افرادش دستور داد كه