نبرد بودند هنگامى كه امام آنان را به جهاد با معاويه فراخواند به پا مىخاستند ، درحالىكه به نوشتهء اغلب مورخان حتى يك نفر نداى امام را پاسخ نداد . اين رقم ، برگرفته از گزارشى است كه مىگويد در آخرين لحظات خلافت على عليه السّلام ، چهل هزار نفر براى نبرد با معاويه آماده شده بودند ، و تصور شده كه همين تعداد نيز در ركاب امام حسن عليه السّلام حاضر بودهاند . حال آنكه اصل خبر دروغ است ؛ زيرا راوى آن ابن شهاب زهرى است كه در ادامه به او خواهيم پرداخت . جعل چنين آمارى با توجه به آنكه فرماندهى اين تعداد را قيس بن سعد بن عباده بر عهده داشته ، بدان جهت است كه راوى اصرار دارد سياست امام حسن عليه السّلام و قيس را دوگانه نشان دهد . وى حتى تصريح مىكند كه امام مجتبى عليه السّلام بر خلاف قيس ، خواهان صلح با معاويه و كسب امتياز از او براى خود بوده است . از همين روى ، با آنكه مورخانى مانند ابو الفرج ، شمار افراد را همان دوازده هزار نفر دانستهاند ، نويسنده تحت تأثير گزارشات دروغين ، پيوسته بر اساس اين روايات همان اهداف اخبار ساختگى را پى مىجويد .
2 . نويسنده اعزام قيس بن سعد بن عباده را به همراه عبيد الله بن عباس ، در مقام مشاور نظامى او ، در جهت تصميم از پيشگرفتهء امام حسن عليه السّلام بر صلح با معاويه مىشمارد و مىگويد : امام خواسته است قيس را كه نمايندهء گروهى جان بر كف بود از مواضع خود دور سازد . اين تحليل ، بسيار بدبينانه و خلاف واقع ، و درست برعكس تحليل نويسنده ، يا تحليلى است كه وى به طبرى نسبت داده است . اين ، همان جهتگيرى كلى نويسنده در اين مقاله است كه مىخواهد عامل اصلى صلح را تصميم شخصى امام حسن عليه السّلام و نه عوامل بيرونى معرفى كند .
چنانكه باز در همين باره و بدون هيچ مقدمهاى بيان مىدارد كه امام در ساباط مدائن نيز سخنانى گفت كه موجب ناراحتى يارانش شد .
نمىتوان از نويسنده انتظار داشت كه از نگاه يك شيعه و حتى يك مسلمان به
تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 123
مساهمون: محمود تقى زاده داورى
ص١٢٣