تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
ناقص و نامنظم و غيرمنطقى از رويدادهايى كه امام مجتبى عليه السّلام را به قبول صلح با معاويه و كناره‌گيرى از خلافت ناچار ساخت ، خواننده را به اين نتيجه‌گيرى سوق مىدهد كه اولا ، پذيرش صلح آزادانه و از سر اختيار و خواست امام صورت گرفته است ، نه چيز ديگر ؛ ثانيا ، چنين شخصى نه تنها قابليت عهده‌گيرى منصب خلافت را نداشته است ، حتى براى رهبرى گروهى اندك نيز فاقد صلاحيت سياسى لازم بوده است ؛ زيرا وى از نظر روحيات فردى ، شخصيتى بود كه اوصافش گذشت ، و از نظر سياسى نيز نتوانست از نيروى عظيمى كه در اختيار داشت به درستى بهره گيرد ، و در نتيجه به صلحى تن داد كه يا به دليل روحيات شخصى ، خود ، آن را طلب مىكرد ، و يا بر اثر سوء مديريت و شناخت ناكافى نيروهايش نتوانست بر دشمن چيره شود . وى حتى در قرارداد صلح نيز درخواستها و اختيارات لازم را نگنجاند و امتيازات لازم را از معاويه نگرفت ، و از همين‌روى پيوسته تأسف مىخورد ! اين موضع‌گيرى در گزارش حوادث پيش از صلح ، و تحليل آن ، به گونه‌هاى مختلفى بيان شده است كه هركدام قابل تأمل و نقد است . اينك به اين موارد اشاره مىشود : 1 . نويسنده به دليل گزارش نادرست و غيرمنطقى حوادث پيش از صلح ، گرفتار آشفتگى در بيان حوادث و نيز تناقض‌گويى در گزارشهاى ناظر به درگيرى نظامى امام مجتبى عليه السّلام با معاويه شده ، و از همين روى ، بدون تبيين درست و منطقى زمينه‌ها و علل پذيرش صلح ، يك‌باره خواننده را به نقطهء پايان رسانده است . وى در همان ابتدا ، پس از بيان رد شدن درخواست قيس از امام مبنى بر شرط جنگ در كنار عمل به كتاب و سنت در شروط بيعت ، از خطبهء امام و شرايط بيعت ، از جمله صلح و آشتى با دشمن ، سخن گفته است . او مىپرسد : آيا اين سخنان ، كه جماعت را متعجب كرد ، دليل تمايل امام به