تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
صلح با معاويه نيست ، درحالىكه امام حسن عليه السّلام چهل هزار نفر از كسانى را در اختيار داشت كه در اعتقادات خود راسخ بودند ؟ « 1 » به اين ترتيب ، عملا زمينهء ناموجه خواندن صلح را در خواننده فراهم ساخته است . وى در كنار طرح پرسش فوق ، به ترس سپاهيان امام از معاويه اشاره مىكند ، كه اين امر ، با توصيف آنان به « راسخ بودن در اعتقادات سياسىشان » تناقض دارد . ولى به هر روى ، او اين شبهه را در دل خواننده پديد مىآورد كه چرا و به چه دليل بايد اين سپاه از معاويه بهراسد و از او امان بخواهد ؟ آيا آنان در همان ابتداى امر از معاويه امان خواسته‌اند ؟ اگر چنين بوده است ، چرا رهبر آنان از همان ابتدا اقدام به لشكركشى كرده است ؟ بديهى است كه اين نحوه پرداختن به اين ماجرا ، جز به محكوم كردن استراتژى سياسى - نظامى امام و ناموجه خواندن صلح با معاويه نمىانجامد ، و حال آن‌كه : اولا ، بيعت بر اساس كتاب و سنت صورت گرفته و به دليل اينكه همه چيز در اين دو جمع مىشود ، امام عليه السّلام شرط جنگ را كه از سوى قيس مطرح شد ، بيهوده دانسته ، آن را رد كرد . بنابراين ، گزارش بلاذرى كه مردم سوگند خوردند تا در جنگ و صلح او را همراهى كنند با گزارش بالا سازگارى ندارد . بر فرض صحت گزارش مزبور نيز ، مردم از اين سخن متعجب نشدند ؛ بلكه عده‌اى - كه احتمالا از خوارج بودند - گفتند : « اين سخن را نگفت مگر [ به اين دليل ] كه هواى صلح با معاويه را در سر دارد » . « 2 » نويسنده دقيقا همين سخن را در قالب سؤال و شبهه مطرح كرده و نشان داده كه چگونه تحت تأثير سخن اين گروه واقع شده است . اما حقيقت اين است كه دليل طرح اين موضوع از سوى امام مجتبى عليه السّلام ، يعنى بيعت گرفتن از مردم ، ( آنچنان‌كه بلاذرى مىگويد ) بر اساس چنين شرطى
هامش
( 1 ) . ترجمهء مدخل ، ص 99 از همين كتاب . ( 2 ) . احمد بن يحيى بلاذرى ، انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 279 .