تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
حسن [ عليه السّلام ] دوباره به او پيوست و رسما در مسجد اعلام كرد كه از خلافت كناره گرفته است . كناره‌گيرى حسن [ عليه السّلام ] طبيعتا واكنشهاى خاصى برانگيخت : حجر بن عدى به او گفت ترجيح مىداد كه پيش از آن روز خبر مرگش را شنيده بود . همين شخص يا يكى ديگر از هواداران ، حسن [ عليه السّلام ] را متهم كرد كه مسلمين را خوار ساخته است . سايرين به او پيشنهاد دادند كه در تصميم خود تجديد نظر كند . چند سال بعد ، شيعيان گرد هم آمدند و ناخشنودى خود را از اينكه حسن [ عليه السّلام ] تقاضاى ضمانت كافى نكرده است ، ابراز داشتند ؛ چرا كه تعهد كتبى از معاويه نگرفته كه پس از مرگش خلافت را به حسن [ عليه السّلام ] واگذارد . معاويه اقدامات گوناگونى به عمل آورد تا از شورشهاى آتى جلوگيرى كند : او برخى قبايل را كه از ياران صديق علويان بودند از كوفه نقل مكان داد ، و به جاى آنان قبايل ديگرى را از شام ، بصره و بين النهرين به كوفه آورد ( طبرى ، ج 1 ، ص 1920 ) . چه انگيزه‌هايى باعث شد كه حسن [ عليه السّلام ] از خلافت انصراف دهد ؟ مىتوان مواردى را كه در منابع بيان شده پذيرفت - مثلا علاقه به صلح و آرامش ، بىميلى به سياست و منازعات مربوط به آن ، تمايل به اجتناب از خونريزى گسترده - اما احتمالا او مىدانست كه هدف و آرمانش از دست رفته است . اگر صحت داشته باشد كه على [ عليه السّلام ] عادت داشت خزانهء دولتى را ( چنان‌كه مىگويند « هر هفته » ) خالى كرده ، موجودى آن را تقسيم كند ، در نتيجه قاعدتا حسن [ عليه السّلام ] با كمبود مالى مواجه بوده است . افزون بر اين ، در آخرين سالهاى خلافت پدرش ، موارد پناهندگى [ به معاويه ] فراوان بود و حتى در زمان خلافت خود او نيز ، اين موارد افزايش يافته بود . بنابراين او نمىتوانست به سربازانى متّكى باشد كه تمايل چندانى به جنگيدن نداشتند . پيامدهاى كناره‌گيرى حسن [ عليه السّلام ] از خلافت ، براى علويان - كه بعدها ادعاى حكومت كردند - بسيار سنگين بود . در مباحث جدلى