جا بود كه مذاكرات به نتيجه موفقيتآميزى رسيد ؛ مذاكراتى كه احتمالا از مدتى قبل ، بهرغم مخالفت حسين [ عليه السّلام ] آغاز شده بود ، و ميان نمايندگان دو جناح ادامه يافته بود . لشكريان حسن [ عليه السّلام ] تمايلى به جنگيدن نداشتند و هر روز ، شمار فزايندهاى از اهل عراق به معاويه مىپيوستند .
شرايط توافقنامه دربارهء كنارهگيرى حسن [ عليه السّلام ]
دربارهء شرايط توافقنامه ، روايات گوناگونى در منابع وجود دارد كه اصلاح و سازگار كردن آنها غير ممكن است . طبق برخى روايات ، معاويه به حسن [ عليه السّلام ] اختيار تام داد ( اما [ مشخص نيست ] در چه زمينهاى ؟ ) ، و حسن [ عليه السّلام ] بعدها تأسف مىخورد كه چرا حق المصالحه بيشترى درخواست نكرده است .
حق المصالحه عبارت بود از يك ميليون درهم ( مستمرى سالانه [ ؟ ] علاوه بر مبلغ پنج ميليون كه بايد از خزانه كوفه برداشت مىشد [ ؟ ] ) و نيز درآمد حاصل از ناحيهاى در ايران ( داراب جرد [ ؟ ] فسا [ ؟ ] اهواز [ ؟ ] ) ، كه حسن [ عليه السّلام ] هرگز قادر نبود اين درآمد را جمعآورى كند ؛ زيرا مردم بصره با وى خصومت داشته ، معتقد بودند كه ناحيه مزبور ، از توابع آنان است . برخى روايات ، شرايط ديگرى را نيز مىافزايند كه سوء ظن مىرود بعدها در اين قرارداد گنجانده شدهاند تا انتقادات وارد بر حسن [ عليه السّلام ] را كاهش داده ، نشان دهند وى با مشكلات خاص و بزرگى روبهرو و بر ديدگاه خويش پابرجا بوده است . شرايط مزبور از اين قرارند : 1 ) پس از مرگ معاويه ، قدرت به حسن [ عليه السّلام ] باز گردد ( اما ايدهء از پيش تعيين كردن جانشين هنوز بروز و ظهور نيافته بود ، و مىدانيم كه بعدها معاويه با چه مشكلاتى مواجه شد تا بتواند اين ايده را به جامعه مسلمين بقبولاند . از يكى از نامههاى معاويه اين امر استنباط مىشود كه وى مسئله مزبور را در آينده ممكن دانست ، اما از جانب خود تعهدى به گردن نگرفت ) ؛ 2 ) بنابر يكى ديگر از منابع ، معاويه