متعهد شد كه براى خود جانشينى تعيين نكند ، و انتخاب جانشين را به يك شورا واگذارد ( اما در اين صورت معاويه در فكر جانشينى پسرش نبود و نمىتوانست باشد ) ؛ 3 ) همچنين معاويه قول داد كه از « كتاب خدا ، سنّت پيامبر و سيرهء خلفاى عادل و صالح پيروى كند » ( اما چنين شرطى - در مفهومى كه پيروان على [ عليه السّلام ] براى آن قايل بودند - مستلزم محكوميت سياست عثمان بود . آيا معاويه مىتوانست چنين شرطى را بپذيرد ؟ ) ؛ 4 ) عفو عمومى داده شود ؛ 5 ) دو ميليون درهم به حسين [ عليه السّلام ] پرداخت شود ( آيا اين شرط نيز اضافه گرديده تا نشان دهد كه حسن [ عليه السّلام ] به فكر برادرش بوده است ؟ ) ؛ 6 ) دربارهء پرداخت مستمريها ( عطاء ) و پاداشها ، بنى هاشم ( علويان و عباسيان ) بر بنى عبد شمس ( امويان ) حق تقدم داشته باشند ( آيا اين شرط ، شرطى پذيرفتنى است ؟ ) .
معاويه در مدت اقامتش در اخنونيّه كه رو در روى طلايهداران سپاه حسن [ عليه السّلام ] قرار داشت ، به عبيد الله بن عباس خبر داد كه حسن [ عليه السّلام ] خواستار صلح است ؛ اما عبيد الله حرف او را باور نكرد . سپس معاويه از طريق طرف سومى ، بهطور سرّى با عبيد الله مذاكره كرد و به او پيشنهاد داد كه اگر به معاويه ملحق شود ، يك ميليون درهم به او خواهد پرداخت ؛ و عبيد الله بدون اطلاع لشكريانش اين كار را انجام داد . اين پناهندگى ، به ايجاد انشعاب و دو دستگى در ميان طلايهداران سپاه [ امام حسن ] انجاميد . ظاهرا هشت هزار نفر ، همان راه فرماندهء خويش را رفتند . قيس بن سعد فرماندهى چهار هزار نفر را كه با وى باقى مانده بودند ، بر عهده گرفت و از آنان خواست تا ميان اطاعت از امامى گمراه ( معاويه ) يا جنگ به فرماندهى رهبرى كه امام نيست - يعنى خود قيس - يكى را انتخاب كنند . ( خطابهاى از او به اشكال گوناگون روايت شده است ) . ظاهرا سربازان ترجيح دادند كه بجنگند ، اما به زودى اوضاع تغيير كرد و در نتيجه قيس پذيرفت كه سلاح خويش را بر زمين گذارد . معاويه از مسكن به كوفه رفت .
تصوير امامان شيعه در دائرة المعارف اسلام ( فارسي ) — صفحة 103
مساهمون: محمود تقى زاده داورى
ص١٠٣