توجه اين است كه مطلبى در ستايش از هوش ، مهارت يا شجاعت او بيان نشده است . او شخصيتى بود كه در پرتو نورى بازتابيده مىدرخشيد ؛ نورى كه از پدر بزرگ و والدينش ساطع مىشد .
حسن [ عليه السّلام ] از ديدگاه شيعيان
تمام شيعيان از هر دسته و گروهى ، حسن [ عليه السّلام ] را دومين امام خويش دانسته و مىدانند . آنان همواره بر اين باور بودهاند كه پدرش او را براى جانشينى خود در مقام حاكم مؤمنين تعيين كرد . امتيازات ويژهاى كه شيعيان به منزلهء امام به او نسبت مىدهند ، همانند امتيازاتى است كه براى ساير امامان سلسلهء مورد قبول خويش قايلاند ( اختلاف فرقههاى شيعى ، در سلسله امامان ، با يكى از امامان بعدى آغاز مىشود ) ؛ از اينروى ، مسائل ناظر به عصمت و مصونيت از اشتباه و خطا و غيره به شخص حسن [ عليه السّلام ] باز نمىگردد . بنابراين كنارهگيرى حسن [ عليه السّلام ] از خلافت - كه در زمان خود آماج انتقاد بسيارى از يارانش بود - مقام امامت او را بىاعتبار نساخت . اقدام او ، به منزلهء عملى كه ناشى از دورى پرهيزكارانهء وى از مسائل دنيوى بوده ، توجيه مىگردد . متون شيعى ، خلأ فقدان ويژگيهاى خارق العاده در وجود حسن [ عليه السّلام ] را با رواياتى از معجزات او ، جبران كردهاند .
موارد ذيل از جمله اين معجزات هستند : 1 ) او هنگام تولدش ، خدا را سپاس گفت و [ آياتى ] از قرآن را تلاوت كرد ؛ 2 ) جبرئيل گهوارهء او را تكان مىداد ؛ 3 ) هنگامى كه او و برادرش دور از خانه به خواب رفته بودند ، فرشتهاى آنان را محافظت مىكرد ؛ 4 ) درحالىكه هنوز كودكى بيش نبود ، درخت نخلى را صدا زد و آن درخت مانند فرزندى كه به سوى پدرش بيايد ، سوى او آمد ؛ 5 ) او در كودكى ، از سنگريزهاى عسل بيرون آورد و پيامبر تعجبى از خود نشان نداد ؛ 6 ) او كارى كرد كه نخلى قديمى محصول دهد ؛ 7 ) او حرم مكه را به سوى آسمان