تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
آفتاب سوزان صحراها و بيابان‌ها در موقع فصل پاييز و خشكى هوا مىبردند در ظرف چند روز سر و صورت آن‌ها پوست انداخته و تغيير پيدا كرده و احتياج به مدّت متمادى مثلا به يك و دو ماه ندارد ، كه بعضى تصور كرده‌اند . گرچه بر فرض صحت اين ادّعا : كه اسرا را با چهار پايان خودشان برده باشند ، چنان‌چه در سابق تحقيق شد و صحت آن نيز معلوم نيست باز چهارپايان خود آن‌ها در راه رفتن بهتر از چهارپايان مأمورين ابن زياد بوده ولى ظن قوى آن است ، كه چهارپايان امام ( ع ) را نيز غارت كرده بودند ، و از آن‌ها شمر نيز برده بود . از آنچه توضيح داده شد روشن مىگردد : آنان كه قضيهء اربعين و رفتن اسراى اهل بيت ( ع ) را به شام و برگشتن‌شان را در اربعين اول به كربلا استبعاد كرده‌اند كاملا از تاريخ و جزئيات حالات بريد در آن دوران اطلاع نداشته و غفلت ورزيده‌اند و باعث شبهه و اشكال در ديگران نيز شده‌اند حتى كار را به جايى رسانيده‌اند كه اين موضوع را از محالات و از اكاذيب به شمار آورده‌اند ، و عمده باعث اين كار مرحوم علامهء محدث نورى ( ره ) در لؤلؤ مرجان و بعضى از شاگردان وى در كتابش شده است « 1 » و بسيار خنده‌آور است بعضى از قاصرين باز تابع آن‌ها مىشود . ( دوم ) : از نكات عبارات فاضل قزوينى ( ره ) در كتاب تظلم الزهراء آن است كه گفته : قد يذهب الحمام بالمكاتب باسرع من ذلك . از اين عبارت او معلوم مىشود كه خبرهاى دربار شوم يزيد از شام به عراق و استيذان ابن زياد پليد از آن دربار به وسيلهء كبوتر نامه‌بر رسيده است و انكار محدث نورى ( ره ) استعمال كبوتر نامه‌بر را در زمان يزيد وجهى ندارد چنان‌چه تحقيق آن مىآيد ان شاء اللّه تعالى . از اينجا برمىگرديم به فرمايش‌هاى محدث نورى ( ره ) كه در لؤلؤ مرجان براى استبعاد اين كه اسراى اهل بيت ( ع ) در اربعين اول سال شصت و يكم هجرت به كربلا آمده باشند ، ذكر كرده چنان‌چه دليل اولش معلوم گشت كه بىوجه است پس به بررسى دليل دوم ايشان مىپردازيم .
هامش
( 1 ) . رجوع شود به كتاب وقائع الشهور و الايام تأليف آقا شيخ محمد باقر بيرجندى رحمه اللّه صاحب كبريت احمر ص 53 ، ط تهران ، 1352 قمرى ، مرحوم بيرجندى بسيار مبالغه در انكار آمدن اسرا به كربلا در اربعين اول كرده است و مدركى غير از استبعاد كه دليل نيست ندارد و غير از تعصب‌ورزى به استادش محدث نورى ( ره ) چيز ديگرى نيست خيال كرده مقام فتوا است كه نظر خود را اظهار كند و متوجه نشده كه قضيه‌اى تاريخى است و بىجهت يك موضوع اين اندازه شهرت پيدا نمىكند و بايستى در تواريخ و حالات زمان يك هزار و سيصد سال تقريبا قبل را تحقيق و بررسى نمايد و حقيقتى را كه در خارج واقع شده به دست بياورد تا نسبت نوشتن كذب صريح را به بعضى از بزرگان علما و اكابر فقها ندهد غفر اللّه تعالى له و لنا به حق محمد و آله الطاهرين عليهم اجمعين .