دليل دوم محدث نورى ( ره )
دليل دوم محدث نورى ( ره ) بر ادّعاى خويشتن در نفى و استبعاد آمدن خاندان رسالت ( ص ) به كربلا در اربعين اول آن است كه معتمدين اهل تاريخ در سياق ذكر مقتل اشاره به قصهء آمدن اسرا به كربلا در اربعين اول نكردهاند ، بعد عبارت شيخ اعظم مفيد ( ره ) را در ارشاد شاهد آورده است ، و حاصلش آن است كه يزيد امر كرد ، نعمان بن بشير اسرا را به مدينه ببرد و ابدا اشاره به آمدن آنها به كربلا نكرده است « 1 » .
در جواب اين دليل محدث نورى ( ره ) گفته مىشود :
اولا : از واضحات است ، كه قصه را اگر جمعى از مورخين نقل ننمايند دليل بر عدم وقوع آن نمىشود چه بسيارى از قضاياى تاريخى را جمعى از مورخين نگارش ندادهاند و اگر شواهد به اين مدعا بياوريم كلام به طول مىانجامد .
ثانيا : شيخ مفيد ( ره ) در عبارات خود و از آنها عبارتى را كه در خصوص مراجعت اسراى خاندان رسالت از شام فرموده بنايش به اختصار كوشيدن است چنان كه دأب و رويهء سابقين بوده كه در نقل قضايا و تواريخ به اختصار كوشيدهاند و شواهد زيادى بر اين ادّعا داريم ، كه اگر نگارش داده شود كلام به درازا مىكشد « 2 » .
ثالثا : شيخ اعظم مفيد ( ره ) و شيخ طائفه طوسى ( ره ) و امثال آن نوابغ روزگار كه از دعائم دين و اركان اسلام به شمارند در مقام نقل احاديث دينيّه و حتى در نقل تواريخ و قضاياى عادى بنا و رويهشان به تحقيق و صحت نقل و درستى گفتار است و لذا اگر در موردى خواه از احاديث دينى و اخبار مذهبى اصولى اسلامى و فقهى باشد يا راجع به نقل قضايا و تواريخ و حوادث و جريانهاى عادى باشد بدون سند نقل نمىكنند اگر در موردى سندى به نقل قضيهاى داشته باشند و از مشايخ آنها مسندا قصهاى به آنها رسيده و روايت كردهاند ، نقل مىكنند ، و اگر مسندا از مشايخشان موضوعى را نقل نكرده باشند ، آن را در كتاب خودشان نقل نمىنمايند چنانچه با تأمل و دقت در كتاب امالى شيخ مفيد ( ره ) و امالى شيخ طوسى ( ره ) اين موضوع واضح و بر منصف متأمل آشكار است .
پس آن دو بزرگوار و امثال آن بزرگان به قضيه اربعين اشاره نكردهاند چون مسندا از مشايخ آنها نرسيده و لذا نقل نكرده و اشاره نفرمودهاند اين دليل نمىشود كه اصل قضيه در
هامش
( 1 ) . لؤلؤ مرجان ، صص 169 - 170 ، طبع قديم تهران ، 1319 قمرى .
( 2 ) . ر . ك : تعليقات علم امام ( ع ) ، صص 281 - 283 ، ط تبريز . درباره يك موضوع تاريخى روشن نمودهام كه چطور بعضى از مورخين به اختصار كوشيده و نظاير آن زياد است كه با اختصار گذشتهاند .