تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
از رسول اللّه ( ص ) نقل كرده‌اند : كه دربارهء اوصاف بريدى كه به حضورش مىفرستادند به امرا نوشت : اذا أبردتم الى بريدا . . . الخ اى ارسلتم الى رسولا . زمخشرى گويد : البريد الرسول المستعجل يعنى بريد فرستاده‌اى كه عجله در كارش داشته باشد كه با شتاب تمام عمل خود را انجام دهد ، و با سرعت هر چه تمام‌تر طى مسافت كند ، و دنبالهء همين بريد است كه تا زمان ما به نام ( چاپار ) و بالأخره به نام ( پست ) معمول گرديده است و البته در حالات و وظايف آن تغييرات كلى رخ داده است و فعلا به جز حمل نامه‌ها و بعضى كالاها و مطبوعات و امثال آن‌ها وظيفه ندارد ، و تا به اين زمان‌هاى اخير كه هنوز ماشين ( اتومبيل ) روى كار نيامده و اختراع نشده بود ، اسب‌هاى ( چاپارى ) معمول بود ، كه هر چه زودتر نامه‌ها را از شهرى به شهر ديگر مىرسانيد ، و هر كس از مردم و افراد عادى مىخواست از طى مسافت معمولى و عادى زودتر به شهرى و محلى برسد با ( چاپار ) يا به نام ( پست ) مىرفت و طى راه مىكرد و مدّت‌ها نيز به نام ( قاصد ) شهرت داشت و فعلا به عنوان يك اداره و وزارت دولتى روى كار آمده است ، كه با ماشين‌هاى مخصوص و ( طائرة ) هواپيما نيز حمل مىكنند . مشهور در كتب سنّىها مانند تاريخ كامل ابن اثير آن است : اول كسى كه در اسلام استخدام بريد كرد ، معاويه بود چنان‌چه اين قول را قلقشندى در صبح الاعشى از ابو هلال عسكرى در كتاب اوائل نقل كرده و از كتاب التعريف نقل نموده كه معاويه اين كار را بعد از رحلت امير المؤمنين ( ع ) بناگذارى كرده است « 1 » ، چنان‌چه جرجى زيدان در تاريخ ( التمدن الاسلامى ) تبعا به ابو هلال عسكرى بدون تحقيق و بعد از وى جمعى نيز تقليدا از او اين قول را تعقيب كرده‌اند . گويا به نظر كسانى كه اين ادّعا را كرده‌اند ، قبل از معاويه از بريد در ميان مسلمين اثرى نبوده بلكه آن زمامدار اموى اين عمل را روى كار آورده است ولى اساس اين ادّعا از اغلاط به شمار است و حقيقت ندارد و قبل از معاويه بريد در ميان مسلمين وجود داشته و در تاريخ
هامش
- الاسلامى ، ج 1 ، ص 309 ، ط مصر و كتاب النظم الاسلامية ، تأليف دكتر صبحى صالح ، ط بيروت و صبح الاعشى ، ج 14 كه بهترين مصدر و داراى نكات زياد است و تاريخ ( التمدن الاسلامى ) تأليف جرجى زيدان ، ج 1 ، ط دار الهلال . ( 1 ) . صبح الاعشى ، ج 14 ، ص 368 .