براى بريد كه سير نمايد سه روز است به ويژه براى والىها و حكام جور يعنى امور بريد در دست آنها بود و بسيار امكان دارد كه خاندان رسالت را در مقام اسارت با سير و سرعت بريد به شام برده باشند ، كه در آن زمانها بسيار متداول و معمول بوده است و اسراى خاندان رسالت را هر چه زودتر مىخواستند به دمشق برسانند گرچه با چهارپايان خودشان هم رفته باشند به هر زحمت بوده مأمورين و موكّلين آنها را با سير بريدى خودشان بردهاند و چهارپايان اسرا به مراتب بهتر از چهارپايان مأمورين بوده است ولى رفتن اسرا با چهارپايان خودشان ثابت نيست ، چنانچه در گذشته تحقيق شد .
و در اينجا ناگزير از تحقيق وضع بريد در صدر اسلام و زمان خلفا هستيم تا معنا و احوال بريد و سرعت سير آن روشن شود .
بريد
لفظ ( بريد ) مشتق از برد يا ابرد به معناى ارسل است چنانچه گفته مىشود :
بردت الحديد اذا ارسلت منه ما يخرج منه .
و لفظ بريد عربى است چنانچه اين قول را خليل ( رحمه اللّه ) اختيار كرده است . و قول او در مقام تعارض با اقوال ديگر بر آنها ترجيح دارد .
يا لفظ بريد فارسى معرب است و اصل آن در فارسى ( بريده دم ) مىباشد ، گويند چون فارسها در زمان اكاسره دم استرها را كه براى ويژه اين عمل بود ، قطع مىكردند كه از ساير استرها تميز يافته و شناخته شوند ، به آنها ( بريده دم ) گفتهاند « 1 » . اين معنا اگر صحيح بوده و حقيقت داشته و نتراشيده باشند ، روشن مىكند كه لفظ بريد از فارسها و ايرانىها اخذ شده و عربها و مسلمين از دورهء جاهليّت آن را اخذ و در اسلام معمول داشتهاند ولى آنچه از قبول كردن اين مطلب انسان را بازمىدارد آن است كه در روم نيز به بريد آشنايى كامل داشته و در اصلاح آن كوشيدهاند ، اگر بگوييم رومىها هم از ايرانىهاى دورهء جاهلى اخذ كردهاند ممكن است راه تعصب بىجا را پيموده باشيم ( كه در عصر ما معمول است ) زيرا غير از حدس بيشتر هيچ دليل محكمى بر اين ادّعا نداريم و امكان دارد كه قضيه برعكس باشد و خندهآور آن است كه بعضى از اشخاص ناوارد خيال كرده كه هميشه بايد دم مركبهاى بريدى بريده شود ، اگر بريده نشود بريدى آنها باطل شده و به آنها بريد نمىگويند ، پس دم قاطرهاى اسرا را اگر
هامش
( 1 ) . صبح الاعشى ، ج 14 ، ص 376 .