اول : با ورود اهل بيت به مدينه انقلاب بر عليه خلافت يزيد برپا شد چطور مىشود در آن موقع زينب كبرى ( س ) را والى مدينه به مصر تبعيد كند ؟
جواب : شايد هنوز انقلاب به مرحلهء شدت نرسيده بود و هنوز بنى اميّه به كلى از قدرت نيفتاده بودند قضيهء تبعيد پيش آمده و خارج كردن آن بانوى كبرى هم يكى از عوامل انقلاب بوده باشد ما از كجا مىدانيم و علم داريم كه انقلاب به مجرد ورود اهل بيت به مدينه واقع شده ، بعيد نيست مدت كوتاهى آرامش بوده و در اثر ورود اهل بيت ( ع ) و تبليغ بر عليه يزيد انقلاب برپا گشته و بانوى كبرى تبعيد شده كه از انقلاب جلوگيرى شود ولى جلوگيرى نتوانستهاند نمايند .
دوم : عبد اللّه جعفر نظر به علاقهاى كه به زينب كبرى داشت چرا با وى به مصر نرفت ؟
جواب : از كجا معلوم كه مأمورين بنى اميّه و والى مدينه نگذاشته باشند كه عبد اللّه همراه بانوى كبرى به مصر برود ، مگر در تاريخ جزئيات قضايا ثبت گرديده تا ما علّت آن را بدانيم و ممكن است بعض موانع شرعى و عرفى در بين بوده و ما از آنها اطلاع نداريم حالا بعد از صدها سال اين شبهات واهيه به ذهن اشخاص مضطرب الذهن مىآيد .
سوم : اگر زينب كبرى را مخيّر نمودند در اختيار بلاد چرا مكه را اختيار ننمود ؟ و اگر مكه و مدينه استثنا شده بود پس چرا به يمن نرفت كه از دوستان اهل بيت بودند و مصر را اختيار فرمود در حالى كه مصر در آن روزگار عثمان دوست بودند ؟
جواب : ما از كجا علم داريم كه دولت بنى اميّه واقعا بانوى كبرى را مختار كرده بود به هر بلدى بخواهد برود بلكه آن در مرحلهء اول در موقع پيشنهاد خروج از مدينه بوده ولى در باطن اجبار داشتهاند كه به مصر برود كه عثمان دوست بودند و اگر به يمن برود كه از دوستان اهل بيت ( ع ) بودند و به دور بانوى كبرى جمع مىشوند و انقلاب در يمن برپا مىشود چنانچه ابى ذر غفارى رضوان اللّه عليه را به شام مركز معاويه تبعيد كردند نه به يمن و به ربذه تبعيد شد با اين كه آنجا را خوش نداشت .
چهارم : چرا به خانهء مسلمة بن مخلد وارد شد در حالى كه او به امير المؤمنين ( ع ) بيعت نكرد و از آن حضرت منحرف و از اصحاب معاويه بود .
جواب : كسى كه او را تبعيد كنند ممكن نيست او را مختار به تمام معنى بگذارند از كجا معلوم كه والى مصر او را وادار نكرده كه به خانه او وارد شود آيا مىتوان او را رد نمود و به خانهء وى وارد نشد ؟ يا بانوى كبرى مصلحت را در آن ديده و از باب تقيّه خواسته به وى وارد شود در صورتى كه واقع امر براى ما غير معلوم است . اگر بنا باشد اين گونه شبهات واهيه و
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: محمد على قاضى طباطبائى
ص٥٤