دوم : در حديث عبيدلى آمده كه زينب كبرى بعد از آن كه به وى پيشنهاد شد از مدينهء منوره خارج شود قسم ياد فرمود كه از مدينه خارج نشود گرچه خونش ريخته شود و بعد از آن خارج شد پس آن عمل چطور با قسم مىسازد ؟
در جواب گفته مىشود : ما نمىدانيم كيفيت قسم خوردن زينب كبرى ( س ) به چه نحو و چطورى بوده ؟ و معلوم نيست راوى عين الفاظ و صيغهء قسم آن بانوى عصمت را به ما نقل كرده باشد و از خود خارج شدنش معلوم مىشود كه قسم به نحوى بوده كه منافات نداشته كه از مدينه خارج گردد و بدون شك رويه و رفتار زينب كبرى ( س ) بدون دستور و اوامر امام سجاد ( ع ) نبوده است و شايد خروجش از مدينه پس از امر امام ( ع ) باشد .
سوم : در حديث عبيدلى نقل شده كه زينب كبرى ( س ) با بانوان از مدينه خارج شد و رهسپار مصر گرديد و چرا در آن حديث نيامده كه از رجال بنى هاشم كسى مانند زوجش عبد اللّه بن جعفر طيار همراه آن بانوى عصمت از مدينه تا مصر بوده است ؟
در جواب گفته مىشود : از قديم گفتهاند ( اثبات شيئى نفى ما عدا نمىكند ) حديث عبيدلى به مناسبت نقل حالات زينب كبرى ( س ) به همراهان او از مخدرات خاندان عصمت متعرض شده و نسبت به همراهانش از رجال نبودهاند ؟ از كجا مىتوان آن را نفى كرد ؟ در صورتى كه بر حسب عادى بعيد است كه از رجال همراه نداشته باشند شايد روات يك قسمت از حالات و تاريخ را نقل و از قسمت ديگر آن ساكت شده و نقل نكردهاند .
چهارم : در حديث عبيدلى نيامده كه زينب كبرى ( س ) در اين مسافرت اجبارىاش به مصر از زوجش عبد اللّه بن جعفر طيار ( رض ) استيذان كرد يا از حضرت امام سجاد ( ع ) اذن گرفت .
جواب : اين اعتراض محتاج به بيان نيست . آيا اين معترض علم به غيب داشته كه بانوى عصمت از امام ( ع ) يا از زوجش عبد اللّه ( رض ) استيذان نكرده است ؟ مگر روات در نقل قضايا به تمامى جزئيات آنها اطلاع پيدا مىكنند و در نقل تواريخ تمام خصوصيات را در مقام نقل و روايت در نظر مىگيرند ؟ و عدم نقل راوى دليل آن نيست كه استيذان به عمل نياورده است و بايد با صراحت گفت : اين اعتراضات ابدا وارد نبوده و اشكالهاى پوچ نبايد مورد اعتنا قرار گيرد ولى از آنجا كه شايد در اذهان ساده و سطحى جاى گيرد و لذا به جواب آنها پيشدستى شد و آن شبههها غير از غيبگويى و براى حديث عبيدلى عيبجويى چيز بيشتر نيست - و اللّه العالم .
مثل اين اعتراضها كه بر آنها جواب داده شد اشكالتراشىهايى است كه به اذهان بعض اشخاص رسيده و براى تضعيف نوشتهء نسابهء عبيدلى گفته شده است :
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 53
مساهمون: محمد على قاضى طباطبائى
ص٥٣