كبرى در مدينه دليلى موجود نيست و لذا به يك اصل عملى چنگ زدن آن هم در اثبات يك موضوع تاريخى بسيار خنك است ، از آن خنكتر تبعيت در چنگ زدن به استصحاب از سيد امين عاملى ( ره ) است و بدون تأمل و تفكر تقليد از وى كردن است .
آيا بانوى كبرى در مدينه در كجا مدفون است ؟ كسى كه - مانند طرفدار شبهات - به استصحاب تمسك مىكند ، اين وظيفهء عملى را در كجا مىخواهد به مرحلهء عمل برساند ؟ پس استصحابى كه به درد نمىخورد و نتيجه نمىدهد چه فايده دارد .
آيا با وجود دليل تاريخى از يك كتاب قديمى مانند كتاب عبيدلى مىتوان به استصحاب تمسك كرد ؟ اگر - طرفدار شبهات لاطائلات - استصحاب را تمام مىداند پس چنگ زدنش به ادّعاى صاحب كتاب نزهة اهل الحرمين كه از افواه اخذ شده درست نيست زيرا او به موجب استصحاب بانوى كبرى را در مدينه مدفون مىداند پس چطور معتقد است كه در شام مدفون است .
اما نگارنده معتقد است كه استصحاب به درد نمىخورد و دليل به اين كه در شام مدفون است مورد اعتماد نيست و قصهء مأخوذه از افواه است كه داخل كتاب شده است . ولى نوشتهء عبيدلى مورد اطمينان و اعتبار است و لذا احتمال قوى مىدهم كه مدفون بودن بانوى كبرى در مصر صحت داشته باشد و نوشتهء عبيدلى دليل بر اين كه بانوى كبرى در شام و يا كوفه بيشتر توقف نكرده مىباشد و انكار سخاوى مدفون بودن زينب ( س ) را در مصر كه پس از چندين صد سال بعد از عبيدلى آمده و در سال 902 وفات كرده مورد اعتبار و اعتماد نيست زيرا « اهل البيت ادرى بما فى البيت » عبيدلى از قدما و از خاندان رسالت بوده و بهتر از سخاوى به مدفن بانوى كبرى آشنايى داشته است .
و اين كه طرفدار شبهات گفته : كه بر فرض صحت نوشتهء عبيدلى دليل بر واقعهء اربعين نمىشود - معلوم مىشود اصل مراد را درك نكرده است و از باب « حب الشىء يعمى و يصمّ » است چون زياد دوست دارد تقريباتى را كه اين جانب براى اطمينان خاطر و احتمال قوى كه رجوع اسراى اهل بيت در ماه صفر بيستم آن ماه بوده و وارد كربلا شده و با جابر ملاقات كردهاند ، آن تقريبات را هيچ نموده حدسيّات و احتمالات خويشتن را ثابت نمايد و لذا حق دارد كه اصل مراد را درك نكند .
و براى لجنهء ثقافت دينى در كربلا رأى مخصوصى دربارهء دفن شدن زينب كبرى ( س ) در مصر يا در شام يا در مدينهء منوره است كه اجمال آن با ترجمه به فارسى به طور اجمال و خلاصه نقل مىشود : عدد 12 از دورهء اولى از كتاب اجوبة المسائل الدينية فى كربلاء ص 15 س
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: محمد على قاضى طباطبائى
ص٥٧