توهمات فاسده و اعتراضات غير وارده به ميان آيد ، در جواب آنها بايد اين گونه جوابهاى متصوره نگارش داده شود .
پنجم : از اساتيد متقدّمين و مهرهء اخبار احدى به اين موضوع يعنى به رفتن بانوى كبرى به مصر اشاره نكرده اگر صحت داشت نقل مىكردند مانند صدوقين و شيخ مفيد و كلينى و شيخ طوسى و ابن شهر آشوب و يا از متأخرين مانند علامهء مجلسى ( ره ) و ديگران .
جواب : امّا متقدّمين چون آنها اخبار و تواريخ را هم مثل اخبار و احاديث دينى اسلامى با سند نقل مىكنند و چون به آنها اين موضوع تاريخى از مشايخشان با اسناد نرسيده و لذا اشاره نكردهاند ، چنانچه به بسيارى از قضايا اشاره نكرده و نقل نفرمودهاند .
چنانچه به قضاياى زيادى از تواريخ و احوالات ائمهء اطهار ( ع ) و اولاد آن بزرگواران اشاره نكرده و نقل ننمودهاند ، اگر شرح داده شود سخن به درازا مىكشد .
و كتب زيادى كه از علما و بزرگان متقدّمين دربارهء بانوى كبرى و امثال او تأليف كردهاند به دست بزرگان متأخرين از آنها نرسيده و يا از بين رفته ، چنانچه اخبار زينبات عبيدلى تا به اين اواخر زمانها به دست نيامده بود اخيرا پيدا شد . چنانچه كتب زيادى پيدا گشته كه در دسترس نبود و بعضى از آنها تا قرن ششم و هفتم هجرى موجود بوده ، بعد از آن تاريخ پيدا نيست و به دست نمىآيد .
چنانچه به تاريخ ولادت اكثر اولاد ائمهء اطهار ( ع ) تصريح نكرده و ننوشتهاند و حضرت قمر بنى هاشم ابو الفضل سلام اللّه عليه با آن عظمت و خدمت به اسلام و امام ( ع ) و جلالت و شأن و مقام كه در قلم ياراى تحرير و در زبان قدرت تقرير و بيان آن را ندارد با اين وصف آن بزرگان متقدّمين كه به اسامىشان اشارت رفت به ولادتش تصريح نكردهاند و نگارش ندادهاند .
اگر در اين زمان از كتب متقدمين تاريخ ولادت آن حضرت به دست بيايد ، ردش كنيم به دليل اين كه آن بزرگان ننوشتهاند ، اين حرف با كدام منطق مىسازد ؟
مضافا بر اين كه جمعى از بزرگان مورخين به دفن شدن بانوى كبرى در مصر تصريح كردهاند مانند ابن عساكر در تاريخ كبير و سيوطى در رسالهء زينبيّه و شعرانى در لواقح الانوار ، ج 1 ، ص 23 و صبان در اسعاف الراغبين و عدوى در مشارق الانوار و زينب فواز و شبلنجى و شبراوى در الاتحاف و ديگران .
و كسى كه گفته : همهء آنان تبعيت از عبيدلى كردهاند ، بر فرض ثبوت اين ادّعا اين خود دليل محكمى بر اعتبار قول عبيدلى است .
و ادّعاى اين كه قول وى با اخبار و اقوالى كه مدفن زينب بنت على ( ع ) را در شام و يا در
تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 55
مساهمون: محمد على قاضى طباطبائى
ص٥٥