تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
مدينه مىدانند متعارض است . ادّعا بىاصل است زيرا كدام اخبار است كه دربارهء مدفون شدن بانوى كبرى در شام وارد شده است ؟ كجاست آن اخبار از كتب حديث شيعه يا سنّى ؟ چرا كسى از آن اخبار اطلاع ندارد ؟ فعلى المدعى تعيين تلك الاخبار و نقلها من كتب الحديث مع بيان محالها منها فنحن له من الشاكرين و لعمله من المقدرين . و اگر مراد از « اخبار » عبارت از خبرها و اقوال مورخين است گرچه با اطلاق لفظ « اخبار » منافات دارد زيرا منصرف از آن اخبار و آثار وارده است - كدام اقوال است كه ترجيح بر اقوال امثال ابن عساكر دمشقى داشته باشد و ادّعاى صاحب كتاب نزهة اهل الحرمين به تصريح محققين از معاصرين و ديگران حقيقت ندارد . و هشت نفر از مورخين كه به آن‌ها اشارت رفت و از جملهء آن‌ها ابن عساكر است ، براى ما در مقام اعتماد و اعتبار كفايت مىكند . و اين كه طرفدار شبهات واهيه از هر طرف چاره‌اش بريده شده ، بنا كرده آن مورخين هشتگانه را كه تصريح به مدفون شدن زينب كبرى در مصر كرده‌اند به تعصب وطنى متهم كردن به ادّعاى اين كه چون آن‌ها اهل مصرند ارتكاز ذهنى آن‌ها بوده كه بانوى كبرى در مصر مدفون است و لذا قبر مبارك را در قاهره نوشته‌اند . در ازاى اين ادّعاى پوچ بىارزش گفته مىشود : اگر مورخين را بنا شود با تعصب وطنى متهم نماييم ، بايد به اقوال آن‌ها دربارهء اوطان‌شان ارجى قايل نشويم ، در صورتى كه بر خلاف رويه بين مورخين است و فقط نوشتن پيشواى تاريخ‌نويسان بىتعصب ابن عساكر دمشقى كه اصلا از اهل سوريا و ساكن دمشق بوده كلامش بسيار معتبر است . اوست كه تعصب بى جا و عناد بىمورد او را وادار نكرده كه از حق بگذرد و سه مجلد از تاريخ كبيرش را به احوالات و تاريخ ترجمهء امير المؤمنين ( ع ) اختصاص داده است كه اخيرا به همّت عالى يكى از اهل تحقيق با آن انقلاب و آشوب و بلواى لبنان آن كتاب نفيس را در سه مجلد كبير چاپ كرده است ، جزاه اللّه خير الجزاء . اما مدفون بودن بانوى كبرى در مدينه هيچ دليلى ندارد و تمسك به استصحاب بسيار بىنمك و فوق العاده خنك است و دليل بر بىدليلى است . زيرا استصحاب يك اصل و وظيفهء عملى است ، جايى انسان مىتواند به استصحاب چنگ بزند و عمل نمايد كه دليل لفظى وجود نداشته باشد ، معلوم مىشود براى مدفون شدن بانوى