بسيار خندهآور است زيرا اگر ادّعاى صبح الاعشى صحت داشته باشد - و معلوم نيست صحت داشته باشد چنانچه گذشت - لازم نگرفته كه بايد هميشه دم آنها را ببرند و شترانى نيز در بريد استعمال مىشده و معمول بوده و شتر از اول چندان دم كه باعث سنگينى شود ندارد به عقيدهء شما بايد دم شتران را نيز بريده باشند تا به آنها « بريد » گويند .
طرفدار شبهات واهيه گفته : ( بنا به گفته كامل بهايى مالهاى سوارى اهل بيت مراكب خودشان بود و آنها را از كربلا به كوفه و از كوفه به شام با شتران و اسبان خود بردند زيرا كليه اموال اهل بيت را غارت كرده بودند جز چهار پايان ) .
از تعبير : « مالهاى سوارى . . . الخ » در شگفت شدم « 1 » و لذا به خود كتاب كامل بهايى رجوع شد عين الفاظش اين است :
« و امام و عورات اهل بيت به چهار پايان خود به شام رفتند زيرا كه مالها را غارت كرده بودند اما چهار پايان بديشان گذارده بودند ، چون به يزيد رسيدند مخفر لعين . . . الخ . « 2 »
اولا : مدرك صاحب كامل بهايى در ادّعايش معلوم نيست و از متفرّدات اوست و قبول آنچه در آن متفرد است مورد شك و تأمل است زيرا ادّعاى او ثابت و محقق نيست .
ثانيا : آيا متصور است كه در آن موقع غارت خيام طاهرات و هجوم آن تاراج كنندگان از خدا بىخبران تمامى اموال را غارت كنند ولى چهار پايان را به ايشان بگذارند ؟
سيد اعظم سيد بن طاووس ( ره ) در لهوف مىفرمايد :
و تسابق القوم على نهب بيوت آل الرسول و قرة عين الزهراء البتول حتى جعلوا ينتزعون ملحفة المرأة عن ظهرها . « 3 »
و از كتاب امالى نقل است از فاطمة بنت ( الحسين ( ع ) ) :
دخلت العامة علينا الفسطاط و انا جارية صغيرة و فى رجلى خلخالان من ذهب فجعل رجل يفض الخلخالين .
بعضى از علما گويد :
( و مما يستفاد من الاخبار و كلمات الاخيار ان الكفرة الظلام نهبوا جميع ما فى الخيام و ما اشتملن به المخدرات ذوات الاحترام و اخذوا منهن الحلى و الحلل و القناع و اللباس و اللثام ) .
هامش
( 1 ) . چون تعبير ( مال ) از حيوانات اصطلاح اهل باديه و بيابان است رجوع شود به المنجد .
( 2 ) . كامل بهايى ، ج 2 ، ص 291 ، ط قم ، 1376 ه . ق .
( 3 ) . لهوف ، ص 83 ، ط صيدا .