نوشته پيش بنده آورده كه مدرك آنچه سابقا مىخواستيد پيدا كردهام بسيار در شگفت شدم و حيرت بر حيرتم افزود گفتم : اى آقاى با اطلاع ، بنده مدرك و مصدر اين موضوع را مىخواهم به دست بياورم نه نوشتهء كتابى كه ديروز كسى آن را تأليف كرده كه او را كاملا مىشناسم و
هامش
مزامير الاولياء مرحوم حاج سيد محمد باقر موسوى اصفهانى متوفى 1335 ه باشد كه در سال 1353 ه . ق در دو مجلد در نجف چاپ شده و در مواعظ و مصائب است و او از كجا نقل كرده ؟ بايد مراجعه شود و اصل مدركش به دست آيد و از نقل كردن قتل مختار شريح قاضى كوفه را كه نسبت به مختار داده اندازهء اعتماد بر آن نقل نمايان است زيرا مختار شريح را نكشته است و كلماتى به شريح نسبت داده كه آن كلمات از ابن عربى مالكى در كتاب العواصم من القواصم نقل شده و او از نواصب است و مخفى نماند كه سيد محمد باقر صاحب مزامير الاولياء ساكن گنجه بوده و تأليفاتش در مواعظ است چون سمت واعظى داشته و او صاحب مرقاة الايقان است كه چندان اعتماد را نشايد .
تا اينجا در طبع اول كتاب نگارش يافته بود و بعدا كتاب مزامير الاولياء را سيد جليل صديق معظم فاضل آقاى حاج سيد تقى آل هاشم پيدا كرده بود ، پيش اين جانب آورده و كاملا ملاحظه شد كتاب نامبرده براى اهل منبر نوشته شده ، مؤلف عينا كلمات و تعبيرات منبرى خود را به قلم آورده و بر نقليات خود اغلب مدرك و مصدر نقل نمىكند و فتواى شريح را كه با عبارات تازه و ابدا شباهت به عبارات زمان واقعهء كربلا ندارد نقل نموده و ابدا مصدر نقل خود را ذكر نكرده است يعنى كتاب مزامير الاولياء نامبرده چنانچه بر اهلش مستور نيست كتابى نيست كه مصدر نقل قرار داده و اعتبار و اعتماد بر نقلياتش شود .
و مؤلفش چنانچه گفته شد مرحوم حاج سيد محمد باقر اصفهانى گنجوى مشهور مجتهدزاده است و فتواى شريح را كه جعلى بودنش از عبارات آن نمايان است ، با بعض قصههاى مجعوله در صفحهء 135 ، ج 1 ، ط نجف نقل كرده است .
خداوند موفق كند كه از مصادر مورد اعتبار و اعتماد فتواى شريح پيدا گردد .
و ناگفته نماند كه مرحوم خطيبى نامبرده اصرار به اعتبار عيد نوروز فعلى كه مرسوم است داشت در صورتى كه نوروزى كه حضرت امام صادق سلام اللّه عليه به معلى ابن خنيس فرموده يا نوروزى كه در زمان منصور دوانيقى بوده كه امام كاظم سلام اللّه عليه فرموده كه من همچو عيدى در اسلام نيافتم ربطى به اين نوروز كه در اين زمانها متداول شده ندارند اين نوروزى كه اول حمل است و برقرار در آن روز كردهاند ، اين نوروز جلالى ، ملك شاهى ، سلطانى ، ملكى نسبت به سلطان جلال الدولة ملك شاه سلجوقى مىباشد كه از سال 471 ه در آن روز تعيين نمودهاند تعجب از بعضى از بزرگان است كه فرموده مشهور در زمان ما نوروز عبارت از اول حمل است و روايت معلى را تطبيق با آن كرده ولى تحقيق نفرموده كه از كدام زمان مشهور شده در صورتى كه از سال 471 ه . ق به اين طرف مشهور شده است و در زمان امام صادق ( ع ) معلوم نيست كدام روز بوده ، رجوع شود دربارهء تحقيق اين مطلب به تاريخ ادبيات آقاى جلال الدين ( هما ) ص 249 ، ج 2 ، ط تبريز ، 1348 ه . و تاريخ كامل ابن اثير .
و بعضى كه در خصوص نوروز به تأليف پرداخته و از بزرگان به آن تقريط نوشته به اين مطلب كه نگارش يافت ، متوجه نشده است .