شيعه و جمع كثيرى را مانند مختار و سليمان بن صرد ، ابن مرجانة در كوفه زندانى كرده بود .
و از آنها كه توانستند مانند حبيب بن مظاهر ( ره ) خود را به امام ( ع ) برسانند ، رسانيدند و از جان گذشتند .
و اينكه گويند جماعتى كه به كربلا جمع شده بودند و براى ريختن خون فرزند رسول اللّه ( ص ) تشنه بودند ، عموما از اهل كوفه بودند ، از اهل شام كسى ميان آنها نبود از داستانهاى دروغى دولت بنى اميّه مىباشد كه آن دروغ شاهكار را شهرت داده و به بعضى از كتابها وارد ساختهاند چنانچه مسعودى ( ره ) نيز اين داستان دروغى را در مروج الذهب نقل كرده و گويد :
( و كان جميع من حضر مقتل لا حسين من العساكر و محاربيه و تولى قتله من اهل الكوفة خاصة لم يحضرهم شامى ) . « 1 »
بلكه در ميان آنهايى كه با عمر سعد و شمر و ديگران در كربلا گرد آمده بودند از شام بسيار آمده بودند و فرمايش ابن عباس ( ره ) در نامهاش كه مىفرمايد : غادرتهم جنودك بامرك صرعى فى صعيد . . . الخ خالى از اشاره به اين مطلب نيست و در شعر دعبل خزاعى رحمه اللّه تعالى كه گويد : جأوا من الشام المشومة اهلها . . . الخ چنانچه نقلش خواهد آمد تصريح به اين مطلب است جايى كه از اهواز ايران چهار هزار نفر حركت كرده كه خودشان را به لشكر عمر ابن سعد برسانند و بعد از پايان يافتن فاجعهء كربلا و روز عاشورا به سرزمين پربلا رسيده و امر را خاتمه يافته ديده و از غارت و چپاول خيام طاهرات امام ( ع ) و از اموال و احشام آن حضرت خودشان را دست خالى يافته و به كوفه پيش ابن زياد شتافته و درخواست انعام و جايزه براى آمدن و حضورشان در كربلا اظهار نمودند و به امر ابن مرجانه به هر يك از آن افراد ربع دينار دادند و آن چند هزار نفر مشهور به « ربعيّون » شدند ، آيا جايى كه از اهواز چند هزار نفر به كربلا بروند از شام نمىآيند ؟ آنها كه در كربلا بودند از خوارج و عثمانى بودند كه مىگفتند :
نقتلك بغضا منّا لابيك « 2 »
از محشيان امالى سيد علم الهدى ( قدس سرّه ) آنجا كه سيد ( ره ) در متن كتاب اسمى از ابو على جبائى برده در هامش گويد :
( ابو على من قرية يقال لها جباء و هى من رستاق كارور من ناحية الاهواز ، و يقال
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 65 ، ط مصر ، 1303 ه . ق .
( 2 ) . مقتل اسفراينى ، ص 36 ، ط قديم مصر .