تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحقيق دربارهء اول اربعين حضرت سيد الشهدا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
لاهل هذه الناحية « الربعيّون » لانهم كانوا استنفروا ليقاتلوا الحسين ( ع ) ، فجاءوا و قد فرغ من أمره فطلبوا الاجرة فقال ابن زياد : انكم لم تبلوا بلاء و أعطى كل واحد منهم ربع دينار . قال دامت ايّامه : أخبرنى بذلك العراقى العلوى البصرى « 1 » ) . ناگفته نماند : كه در بعضى از كتاب‌ها مانند مزامير الاولياءها و نظاير آن بعض قصه‌ها و داستان‌ها از رفتن لشكر از اطراف و اكناف به كربلاء نگارش داده‌اند كه مأخذ و مدرك صحيحى ندارد و گفته‌اند كه به الاغ و گاو سوار شده و به كمك ابن مرجانه و عمر سعد رفتند مصدر قابل اعتمادى ندارد ، شبيه به اساطير قصه‌سرايان است مگر مدرك قابل اعتمادى به دست آيد . 4 ) اين عباس ( ره ) تصريح فرموده كه يزيد از اعوان و انصار خود به مكه فرستاده بود تا امام ( ع ) را به قتل برسانند و حرمت حرم خدا را با قتل آن حضرت از بين ببرند و لذا امام ( ع ) ناچار از مكه حركت فرموده است تا از كشته شدن به شكل غفلتى أمان يابد تا در دشت كربلا به قربانگاه خود بشتابد و علنى و آشكارا خود را در راه دين قربان نمايد . 5 ) ابن عباس ( ره ) گفته : اين رفتار يزيد با امام ( ع ) از روى عداوت با خدا و رسول اللّه ( ص ) و اهل بيت پيغمبر كه آيهء تطهير در حق آن‌ها نازل شده مىباشد پس كسى كه دشمن خدا و رسول ( ص ) باشد ، در كفر او شكى نيست . 6 ) ابن عباس با صراحت لهجه نوشته كه پدر و اجداد يزيد از دشمنان خدا و رسول ( ص ) بودند و آن‌ها ايمان نياورده‌اند و آن‌ها طغاة فجرة بودند كه در تمامى مواطن پدر و جد يزيد با رسول اللّه ( ص ) محاربه نموده‌اند و فرموده اگر من نتوانم از تو مؤاخذه نمايم و پيش‌دستى نمايى به من در شتاب به آخرت خداوند از جهت نصرت به ما كفايت مىكند و زود باشد كه خواهى دانست بعد از اين و بال عمل خود را خواهى ديد . 7 ) ابن عباس ( ره ) گفته : يا يزيد از بزرگ‌ترين شماتت حمل كردن توست بنات رسول اللّه ( ص ) و اطفال حرم او را از عراق تا شام اسير و دستگير تا به مردم نشان داده باشى قدرت خود را بر ما و اينكه بر ما قهر و غلبه نموده و مستولى شدى بر آل رسول اللّه ( ص ) به گمان اينكه اخذ نمودى خون اهل خودت از كفار و فجار در روز جنگ بدر ، و انتقام را ظاهر نمودى و آن را پنهان داشته بودى ، اگر از جراحت دست من در امان بوده باشى از جراحت زبان من در امان نخواهى شد ، به دهن تو باد سنگ و خاك .
هامش
( 1 ) . ر . ك : امالى ، سيد مرتضى علم الهدى غرر الفوائد و درر القلائد ، ج 1 ، هامش صص 11 - 12 ، ط مصر ، 1373 ه . ق . به تحقيق محمد ابو الفضل ابراهيم .