البته كسى كه حبر امت و عالم مسلمانها باشد بايد به ظالم خونخوارى و آدمكش ناپاكى و دژخيم خونآشامى مانند يزيد پليد با زبان و قلم خويش مانند حبر الامة عبد اللّه بن عباس رضوان اللّه عليهما پسر عموى رسول اللّه ( ص ) اعمال ناهنجار وى را انكار نموده و آدمكشى او را تقبيح نمايد :
آيا براى رياست چند روزه و سلطنت دو روزهء دنيا فرزند پيغمبر ( ص ) و جگرگوشهء زهرا ( س ) را به قتل مىرسانى ؟ و جوانان بنى هاشم و بزرگان صحابه را مىكشى ؟ و به صغير و كبير و زن و مرد و خرد سال و كهن سال رحم نمىنمايى ؟ از عذاب أليم خداوندى باك ندارى ؟
و به اسلام و مسلمين و قرآن كريم اين اندازه خيانت ورزيده باشى ؟
ألا لعنة اللّه على القوم الظالمين .
پس بايد گفت : خداوند لعنت كند بر يزيد و اتباع او و آنهايى كه منع مىكنند از لعن كردن بر يزيد و لعن وى را روا نمىدانند چه خوش گفته امير على شير نوايى قطعهء زير را آنجا كه سروده :
اى كه گفتى بر يزيد و آل او لعنت مكن * زان كه شايد حق تعالى كرده باشد رحمتش
آنچه با آل نبى كرد او ، اگر بخشد خداى * هم ببخشايد ترا گر كرده باشى لعنتش « 1 »
در كتاب لطائف الطوائف گويد « 2 » :
مولانا شيخ حسين « 3 » در زمان سلطان ابو سعيد ميرزا محتسب به استقلال بود ، چنان كه ميرزا گفته بود كه مولانا شريك ملك من است . . . الخ .
در زمان ميرزا بابر فقيهى دانشمند سمرقندى مولانا مزيد نام به هرات آمده بود روزى ايشان در مجلس ميرزا بودند و مولانا مزيد نيز حاضر بود ميرزا از او پرسيد كه در لعن يزيد چه مىگويى ؟ گفت : روا نيست زيرا كه از اهل قبله بوده ، ميرزا روى به ايشان كرد و گفت :
مولانا مزيد خود اين مىگويد : شما چه مىگوييد ؟ گفتند ما مىگوييم : صد لعنت بر يزيد و صد ديگر بر مزيد .
مسعودى ( ره ) در مروج الذهب گويد « 4 » :
هامش
( 1 ) . آتشكده ، ص 19 ؛ لطائف الطوائف ، فخر الدين على صفى ، پاورقى ص 187 ، به قلم احمد گلچين معانى ، ط تهران ، 1336 ه . ش .
( 2 ) . لطائف الطوائف ، ص 232 .
( 3 ) . كمال الدين شيخ حسين مردى دانشمند بوده و در سال 888 ه . ق درگذشته است .
( 4 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 68 ، ط مصر ، 1303 ه . ق .